بازار اردبیل

بازار اردبیل یکی از جاهای دیدنی شهر اردبیله که تقریبا  دو طرف خیابان امام خمینی قرار داره ..

بازار اردبیل هم مثل بقیه بازار های سرپوشیده ایران از حدود صفویه  تشکیل شده و کلی طاق جناغی داره و کلی تیمچه و سرا و حمام و حجره داره .

 

وقتی وارد بازار شدیم همون اول راسته عروس داماد فروشی بود .. ..

یعنی آینه شمعدون و چمدون و کیف لوازم آرایش … خیلی سنتی و رنگارنگ .. حس خیلی خوبی را منتقل میکرد ..

بازار اردبیل عروس

 

یاد خرید های عروسی قدیم افتادم .. یه مینی بوس فامیل عروس و داماد راه میافتادند کف بازار برای خرید و کشمکش زرنگهای فامیل و .. داماد باید برای مادر و عمه  و خواهر و … یه خلعتی میخرید و  دم ظهر هم یه چلوکباب حسابی به همه میداد ..

.. من و فیروزه اولین عروس و دامادی بودیم که این سنت را شکستیم..

بگذریم .. کمی که جلو تر رفتیم  رسیدیم به مسجد جامع اردبیل که تو دل بازار اردبیل جا خوش کرده ..

درب مسجد جامع اردبیل

روی کاشی سر درب نوشته قدمت قرن 8 ولی تقریبا تمام مسجد باز سازی شده ..

وقتی داخل مسجد شدم از داخل شبستان یه راهی به حیاط بود و وقتی وارد حیاط شدم کلی تعجب کردم  .تو این شلوغی و تنگی بازار یهو وارد یه حیاط بزرگ و قشنگ میشی…

مسجد جامع اردبیل

ادامه راسته  را که رفتیم به بازار بزاز ها رسیدیم ..

کلی پارچه فروش با کلی پارچه رنگارنگ ..

بازار پارچه اردبیل

بعد کم کم به بازار خوشمزه خشکبار فروشها رسیدیم..سرای حاجی میرزا

وای کلی انجیر  خشک و بادوم هندی و توت و تخمه و پسته  وقیصی و آلو و برگه و زرد آلو و لواشک و..

دهنتون آب افتاد ؟ ایشالله یه سفر میریم و همه را میخریم ..

بازار خشکبار اردبیل

بعد هم یه راسته لوازم شوینده پاک کننده فروشی بود که اونهم خیلی باحال بود

بازار اردبیل 1

کمی جلوتر به یه سه راهی رسیدیم که نبش اون یه پیرمرد باحال با یه تیپ تمام سنتی مردانه اردبیلی ، ماهی دودی میفروخت ..

اکثر مردهای قدیمی اردبیل کلاه شاپو دارند و همیشه کت تنشونه  ..مثل شابولا دایی .. شابولا دایی ؟؟(شاه عبدالله)، دایی داماد عزیزمونه که ساکن اردبیله ..

چقدر ناراحتم که اسم پیرمرد ماهی فروش را نپرسیدم ..فقط ازش اجازه گرفتم برای عکس گرفتن اونهم با  لبخند و خوشروئی قبول کرد ..

الهی که همیشه سالم و خندون باشی و  دلت  مثل بازارت گرم باشه .

ماهی دودی اردبیل

این هم یه حجره دیگه که پر از عسل و گل و عشق و محبت بود ..

بنظر من تو تمام بازار های اصیل ایران از حجره ها علاوه بر جنس ، میتونی محبت و عشق هدیه بگیری و این راز کاسب های قدیمه که با تموم دل و جون به مشتری عشق داشتند و همراه جنسی که میفروختند یه تیکه از قلبشون را هم همراه جنس تحویل مشتری میدادند..

بازار عطاری اردبیل

کمی جلوتر یه دستفروش محترم سقز میفروخت …   سقز یا بقول اردبیلیی ها “ساققیز  ”  خیلی نوستالژیک بود برام .. قدیمها بقالیهای محل خودمون هم میفروختند .. اساسا آدامس به سه دسته تقسیم میشد ..آدامس خروس ، آدامس شیک  و سقز .. جالبه بعد از این همه سال نوع بسته بندی سقز اصلا تغییر نکرده….

بدانید و آگاه باشید که سقز را باید مرتب و تند تند بجووید و اگه چند ثانیه مکث کنید ..فوری سفت میشه .. خلاصه یه داستانیه برا خودش ..

سقز اردبیل

حالا دیگه رسیدیم به گنبد قیصریه .. اوج هنر معماری بازار اردبیل گنبد قیصریه است که واقعا باشکوهه ..

یه گنبد مدور و فوق العاده بزرگ تمام آجری که قطر پائینش 12 متره و حدود 13 متر هم ارتفاع داره  و  خیلی دیدنی و قشنگه ..

گنبد قیصریه اردبیل

دیگه از بازار زدیم بیرون تو خیابون امام از جلوی بقیه بازار ها رد شدیم .. بازار زر گرها و بازار کلاهدوزان ، و…بازار کلاه دوزان اردبیل

و یه مغازه که قبلا هم گفتم این تیپ مغازه ها  را خیلی دوست دارم  ….

وای  سیخ .. لیف  ..میخ .. ات دوون .. ایاخ داشی و سیم وقفول و مهور و دودکش و زنجیر و منقل و دمبل و زنبیل.. همه چی هست ..

سیخ فروشی اردبیل

بازار اردبیل قشنگه ..برید و ببینید ..

ارادتمند – مجید حاتمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *