بندر عباس

بندر عباس

بندر عباس انقدر گرمه که تا برسی باید بگی : خام بدم پخته شدم ، سوختم …

عید سال 97 برنامه سفر بندر عباس را اجرا کردیم و چقدر  هم خوب دراومد ..

 

طبق معمول هر سال تا روز ششم عید ، بازدید ها و عید دیدنی ها را جمع و جور کردیم و زدیم به دل جاده …. چقدر باید بریم ؟ 1300 کیلومتر …

 

جاده جنوب

وقتی فکر میکنم بندر عباس شهر ناصر عبداللهی عزیر و رضا صادقی و خیلی های دیگه است با یه شوق عجیبی دوستدارم زودتر برسیم

قم و کاشان را رد کردیم و صبحونه را توی اردستان خوردیم و چقدر چسبید .. کمی توی اردستان چرخیدیم و مسجد جامع و قنات را دیدیم  و ادامه دادیم تا نائین ، ساعت یک ظهر رسیدیم و کلی توی مسجد جامع نائین و آب انبار های کنارش و قلعه اش کیف کردیم که مطالبش را جداگانه بنام نائین مینویسم ..

مجید حاتمی نائین

نهار را خوردیم و بعد از نهار ، حرکت کردیم و عقدا و اردکان و میبد را رد کردیم و یکسره رفتیم تا یزد .. آقا یزد خیلی قشنگه ..

شب را موندیم یزد و کلی توی میدان امیر چخماق قدم زدیم و لذت بردیم ..

مجید حاتمی یزد

فردا صبحش از یزد حرکت کردیم و جاده بی آب و علف را ادامه دادیم و مهریز و انار و شهر بابک را دیدیم و رسیدیم به سیرجان ..

نهار را تو رستوران گندم سیرجان زدیم که تمام ظروفش مسی بود و انصافا کیفیت غذاش خوب بود.. بعد از دیدن یخچال دو قلو  و بادگیر چپقی که آرزوی دیدنش را داشتم ..

بادگیر چپقی سیرجان

ادامه دادیم تا حاجی آباد ، بعد از حاجی آباد دیگه کم کم  شرجی احساس میشه ..

جاده بندر عباس

هوا تاریک شد و خیلی جالبه که مسیر کوهستانی شد

گردنه های بندر عباس

و کلی گردنه رد کردیم و بالاخره رسیدیم بندر عباس .

خیلی حس قشنگیه وقتی با ماشین خودت میرسی به مقصد دور ..

سلام بندر عباس .. خوبی؟

تابلو خوش امد بندر عباس

مستقیم رفتیم تا ساحل و کنار خلیج فارس از ماشین پیاده شدیم ..

نسیم قشنگی می اومد ، خنک نبود ولی گرم هم نبود .. بقول رضا صادقی هیچ جا بندر نبود ..

لبه آب بندر عباس

بعد از اینکه با دریا خوش و بشی کردیم رفتیم تا مکان اسکان و این بار مدیر اسکان خودم بودم و با لطف یکی از دوستان خوبم یه آپارتمان شیک و مبله در اختیارمون بود که لازمه همینجا از سعید عزیز تشکرو قدردانی کنم….. تشکر و قدر دانی.

شب بندر عباس

فردا صبحش طبق برنامه باید میرفتیم قشم .. رفتیم تا پای اسکله و ماشین را گذاشتیم پارکینگ .. ولی اسکله بسته بود و میگفتند بدلیل مه ، شناور ها نمیتونند حرکت کنند .. جالبه .. هوا کاملا آفتابی بود .. ولی مه هم داشت …

مه ساحل

حدود دو ساعت زمان شیرین را توی بازار قدیمی بندر عباس چرخیدیم و چه کیفی داشت..

بازار قدیم بندر عباس

بازار بندر عباس

بازار بندر عباس خیلی باحاله تو در تو و نازکه .. هیراد پاهاش توی کتونی عرق کرده بود و از بازار یه صندل خوشگل براش خریدیم و همونجا پاش کردیم ..

هیراد حاتمی بندر عباس

برای فیروزه هم یه حوله استخری خریدیم

منم از پاساژ بزرگ نزدیک بازار ، یه عینک آفتابی خریدم ..

فیروزه محو پارچه های رنگارنگ بندری بود .. اساسا به پارچه خیلی علاقه داره …

البته لطف میکنه و فقط علاقه داره .. زیاد خرید نمی کنه ..

هلیا حاتمی بندر عباس

حدود ساعت دوازده اسکله باز شد و رفتیم قشم و شرح سفر قشم را جداگانه نوشتم ..

 

شب حدود ساعت 9  برگشتیم بندر عباس شام را هم با اصرار من از دکه های کنار خیابون ، ساندویچ سوسیس بندری و برگر و.. خریدیم و چه حالی داد ..آخه خدائی تا بندر اومدی باید بندری بخوری دیگه ..

 

یه جای دیگه که توی بندر عباس خیلی دوست داشتم برم ببینم امامزاده سید مظفر بود … خیلی توی آهنگ ها و ترانه هاشون نام سید مظفر را میارن و بالاخره تونستم ببینمشون ..

اتفاقا ایشون هم لطف کردند یه کاسه آش نذری مهمونم کردند.

آخر شب هم باز کنار ساحل خلیج فارس قدمی زدیم و نسیم باحال بندر را باهاش کیف کردیم

ساحل بندر عباس

فردا صبح بعد از صرف صبحانه زدیم بیرون و توی بازار ماهی بندر عباس یه دور زدیم و گشتیم و لذت بردیم ..

بازار ماهی بندر عباس

انواع ماهی هائی که فکرش را بکنید اینجا موجوده ..

از ریز ترین ها تا درشت ترین ماهی .. ولی بوی ماهی همه جا پیچیده ها ..

بازار ماهی بندر

یه طرف هم خانمها روی زمین نشستند و در حال پاک کردن میگو هستند ..

خیلی جو باحالی داشت ..عین این صحنه را توی بازار ماهی آبادن و بازار ماهی بوشهر هم دیدیم .. یادتونه ؟

میگو پاک نی بندر

متاسفانه ایندفعه برنامه ریزی سفرمون اینجا ایراد داشت و امروز را توی بوشهر هتل رزرو کرده بودم و اصلا حواسم نبود که مسافت بندر عباس تا بوشهر 800 کیلومتره ..

خیابان های بندر

بنابراین وقتمون خیلی کم بود و دیگه نشد داخل شهر بندر عباس را  بیشتر بچرخیم و خیلی  جاها که نشد ببینیم و توی لیست داشتم جا موندند مثل معبد هندو ها ، حمام و مسجد گله داری ، عمارت کلاه فرنگی و برکه های باران ..

برکه های باران همون آب انبار های ما هستند که البته تعداد زیادی توی مسیر بوشهر دیدیم

آب انبار برکه باران

بالاخره از بندر عباس دل کندیم و زدیم بیرون …

حالا دیگه یه مسیر 800 کیلومتری باید بریم تابرسیم به بوشهر .. لبه خلیج فارس را گرفتیم و یا علی برو بریم ..

جاده کناره جنوب

سعی میکنیم زود دوباره بیائیم و شهر را خوب بچرخیم.

ارادتمند – مجید حاتمی

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *