میدان ساعت

تبریز مرکز استان آذربایجان شرقی …. وقتی کوچیک بودم بنظرم خیلی دور بود … ولی دست قضا باعث شد محسن ، (برادرم) به تبریز کوچ کنه و خودم هم به واسطه شغلم در تماس مستقیم با تبریز باشم … حالا دیگه تبریز دور نیست و به عشق داداشم اینا  سالی چند بار یه گاز کوچولو میدیم و  فوری میرسیم تبریز ….   ما تا حالا بیست سی دفعه تبریز رفتیم بنابراین نمیتونم یه مسافرت بخصوص را براتون شرح بدم   ..پس کلی نویسی میکنم ..

جاده تبریز

قبل از همه  ، از راه تبریز بگم براتون که کل مسیر از تهران 6 ساعت بدون توقفه … معمولا ما بعد از ظهر ساعت 4 حرکت میکنیم و یکسره میریم تا زنجان

زنجان تبریز

و توی پمپ بنزین سر جاده بیجار نگه میدارم .. تا بچه ها برن دستی به آب بزنن ،  من هم باک را پر میکنم و توقف بعدی حدود ساعت 10 شب توی تبریزه .. قدیمها اتوبان جدید التاسیس زنجان -تبریز پمپ بنزین نداشت ولی الان چند تا پمپ هست .. ولی احتیاط واجب آنست که باک خود را در زنجان پر کنید . .

پمپ زنجان

مسیر زنجان تا تبریز را اگر از جاده قدیم برید خیلی با صفاست ولی سرعتتون کمه و مسیر طولانی  ، ولی اگه از اتوبان برید ، یه کله 120 بدون دست انداز و توقف … البته هیچ شهری را تو مسیر  اتوبان نمیبینید   … چند تا ده را فقط از دور میتونید ببینید  که البته من عاشق یکیشون هستم که تو این ده حتی باندازه یه گلدون هم گیاه و سبزه نیست .. چه برسه به درخت و باغ …. البته مطمئنم زمینهای کشاورزی و باغاتشون پشت کوههاست … …

ده اتوبان تبریز

گفتم کوهها ..کمی که از زنجان دور بشید میرسید به کوههای آلا داغ لار … وای خدای من … کوههای رنگارنگی که هیچ جای دیگه ایران لنگشو نداره … بغل هم بغل هم یکی طوسی یک نارنجی یکی زرد یکی قرمز و خلاصه رنگین کمونیه برا خودش .. چون مامان خیلی این کوهها را دوست داره معمولا  یه توقف لای این کوهها داریم و من هم کیف میکنم که ازشون عکس بگیرم

آلاداغلار

باز هم مقداری که برید بطور محسوس ارتفاع زیاد میکنید .. ممکنه حتی گوشهاتون بگیره .. طوری نیست آب دهانتون را قورت بدید .. اگه اطراف را نگاه کنید فکر میکنید تو هواپیما هستید و تمام رشته کوه زیر پاتونه .. معمولا وقتی شب از این مسیر رد میشم همین حول و حوش یه جا نگه میدارم و تو تاریکی مطلق آسمون را نگاه میکنیم …. وای خدای من چقدر ستاره داره .. باورتون نمیشه ..اصلا آسمون دیده نمیشه و یه جورایی  ، آدم خوف میکنه ..و در برابر بزرگی و عظمت خلقت خدا احساس کوچیکی و پوچی میکنی …چقدر ما کوچیکیم در برابر این عظمت اصلا هیچی نیستیم ….هیچی..

زمستونها هم معمولا این قسمت اتوبان همیشه برف داره .. پس برف بازی یادتون نره

مجید حاتمی برف

آخر های اتوبان وقتی تونل طولانی شیبلی را رد کنید … ، میرسید به عوارضی و  بعد هم ورودی تبریز…

یه کلان شهر مدرن و شلوغ و پر هیاهو … کلی ماشین داره و کلی ماشین ارس پلاک با کلاس هم داره فقط  یه مقدار اینجا سیگنال زیاد میزنند .. سیگنال چیه ؟ معلومه دیگه تبریزی ها به بوق میگن سیگنال…ها ها …ها… باحاله   نه .. ؟  آره خیلی بوق میزنند ..حساس نشید .اصلا شما هم بوق بزنید …ببخشید سیگنال بزنید ..

راستی اینجا همه طرفدار تراکتور هستند..حواستون باشه …!!

کلانشهر تبریز

تبریز حدود دو میلیون نفر جمعیت داره و تو مسیر جاده ابریشم بوده …..

الان هم بعضی خیابونهایی که تو مسیر جاده ابریشم بودند را بازسازی کردند …

جاده ابریشم

بریم سراغ دیدنی ها …

اولین و مهمترین  نماد تبریز ساختمان کاخ شهرداریه.. بقول تبریزیها ساحات قاباقی..(مقابل ساعت)… سال 1314 ساخته شده و با مهندسی آلمانها …

میدان ساعت

الان داخل کاخ شهرداری موزه شده و کلی اشیاء و مجسمه های قدیمی اونجا به نمایش گذاشته شده ..

قشنگترین دیدنی این موزه یه بنز 180 مشکی قدیمیه که کنار ساختمون پارک شده و از تماشای اون سیر نمیشی.. .. خدایا این چقدر ماهه … فقط حیف زیر باد و بارونه …

بنز تبریز

دومین نماد شهر تبریز بنظر من ارگ تبریزه … تاحالا هیچ بنایی با این عظمت ندیدم ..  اگه از عمارت ساعت شهرداری کمی به سمت جنوب برید به ارگ میرسید …

ارگ علیشاه

ارگ علیشاه  با 700 سال قدمت بلندترین دیوار کشورمونه .. البته اینجا مسجد عظیمی بوده و در اثر جنگ و زلزله و…. همه تخریب شدند ولی دیوار جنوبی با محرابش هنوز سرپا مونده  …

تا از نزدیک نبینید نمیتونید عظمتش را درک کنید …. برای مقایسه قد منو تو عکس زیر با قامت ارگ مقایسه کنید …

مجید حاتمی و ارگ تبریز

 

این مسجد بدستور تاج الدین علیشاه که از وزیران ایلخانی بوده ساخته شده و جالبه که اون دوره بلندترین بنای ایران ، طاق کسری بوده .. آقای علیشاه از همه معمارهاش میپرسه که ارتفاع طاق کسری چقده ؟  و دستور میده اینجا راحداقل 4 متر بلندتر از اون بسازند .. کل کل بوده دیگه .. آخرش هم اون طاق بزرگه که ساختند فرو ریخت و علیشاه هم فوت کرد و کار را خوابوندند ..

دوره قاجارها کاربری مسجد را عوض کردند و اینجا شد انبار غله و مهمات .. بنابراین اسمش هم به ارگ تغییر کرد . دوره مشروطه ..افراد ستارخان و باقرخان اینجا پناه میگرفتند و توپخونه محمد علی شاه در و دیوار ارگ را میکوبید .. بعد از اون سال 1290 که تبریز برابر روسها سقوط کرد ، روسها هم دیوار ارگ را به توپ بستند و هنوز جای گلوله های توپ رو دیوار ها معلومه …. تو عکس اول با دقت نگاه کنید ..!!

حالا فهمیدید که ارگ یه دیوار آجری خالی نیست و چقدر ارزش داره … متاسفانه با نهایت بی سلیقگی مصلی تبریز را آوردند تو حلق ارگ ساختند .. بابا این همه جا …

 

بعد از دیدن ارگ توی خیابون که بودیم … اونطرف خیابون یه صحنه عجیب دیدم که شاخ درآوردم … کلی ماشین و موتور روی پشت بام … ببینید ..خیلی باحاله پارکینگ بود ..

پارکینگ تربیت

حالا بریم سمت  محله بازار .. مسجد شاه طهماسب  یا مسجد صاحب الامر دوره صفوی ساخته شده و یه گنبد زیبای تمام آجری داره که همیشه روی گنبد کلی کبوتر نشسته اند .. یه محراب داره که بین مردم معروفه که امام زمان اونجا دیده شده .. حالا کی دیده و چطور معلوم نیست … بگذریم  .. دو تا مناره داره که سبک مخصوص به خودشون را دارند و لنگشونو هیچ جای دیگه ندیدم .. عجب آجرکاریهای زیبایی دارند …

مسجد صاحب الامر

یادم رفت وقتی سمت میدان ساعت بودیم بریم برج یانقین .. عیب نداره دور بزنید دوباره بریم اونطرف ..خیابون خاقانی

برج یانقین( برج آتش نشانی)  اولین برج آتش نشانی ایرانه که اواخر قاجار ساخته شده و اون موقع ها که تلفن و 125 و… نبوده  ،  همیشه یه مامور اون بالا بوده و شهر را رصد میکرده .. به محض دیدن دود و آتیش سریع زنگ را بصدا در میآورده و حدود محوطه آتش سوزی را اعلام میکرده .. آتش نشانها هم سریع به محل میرفتند و با استفاده از  آب انبارهای خونه های اطراف آتیش را خاموش میکردند .

برج یانقین

مسجد جامع تبریز را هم تا حالا دو بار تا داخل حیاطش رفتم برای دیدن .. متاسفانه شبستان مسجد بسته بوده …. حالا قشنگ ترین جای مسجد هم همون شبستانه که ستونهای هشت گوش گچبری  شده داره … قول میدم اولین سفری که تبریز بریم هر طوریه برم داخل و شبستان مسجد را فتح کنم .. .. … ساخت مسجد از سلجوقی بوده و تا قاجار ها هم ادامه داشته .

مسجد جامع تبریز

دیگه چی بگم از تبریز …البته جاهای اساسی تبریز مثل شاهگلی و کندوان و بازار و مقبره الشعراء و خانه مشروطه و… را هرکدوم مفصلا جداگونه شرح میدم براتون ..

 

یه کم براتون از مراسم محرم تبریز بگم .. توی تبریز از چند روز مونده به محرم دسته های عزاداری شروع به فعالیت میکنند .

عمدتا عزاداری به اینصورته که نفرات همه صف میشن و دست چپشون را روی شونه بغلی میزارن و توی دست راستشون یه چوب هست که با ریتم طبل ها و با فرم خاصی ( مثل شمشیر) این چوب را بالا و پایین میبرند ..

عزاداری تبریز

این مراسم معمولا ساعت 11 شب شروع میشه و تا حدود 2 نیمه شب ادامه داره ..یه چیز جالب دیگه اینکه .. اینجا یکی از نذری های پر طرفدار همون سیب زمینی تخم مرغه(یرآلما یومورتا) که لای نون میپیچن و با نعنا و کاکوتی مزه دار میکنند و پخش میشه ..

نذری تبریز

آهان تبریز کلی مرکز خرید لوکس و جدید داره .. مثل رشدیه و لاله پارک و…پاساژهای مجلل که مراکز برند هستند ..

رشدیه تبریز

کلی هم  شهر بازی تو تبریز هست مثل لونا پارک ائل گلی و باغلار باغی  و …..

این هم یه عکس دسته جمعی خانوادمون تو شهر بازی تابستون سال 94.

خدایی وسط تابستون  (آخر تیر) لباس مامان رو ببینید یا مسعود را ببیند چطور رها رو پیچیده !!!

حاتمی ها تبریز

تبریز که رفتید صبحها نون روغنی و سرشیری که داداشم میخره را بخرید …   بخدا از صبحونه سیر نمیشید .. یه وقتایی انقد میخورم که نگران میشم ..

.. ضمنا بعنوان سوغاتی هم باقلوا های تبریز یادتون نره .. اریس و نوقا و قرابیه هم  موجود است تعارف نکنید ..

باقلوای تبریز

برید تبریز و بگردید و از هوای فوق العاده اش لذت ببرید .ما هم که هستیم …

ارادتمند – مجید حاتمی

 

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *