دروازه شهر رفسنجان

رفسنجان

همیشه وقتی اسم رفسنجان را می شنیدم  فقط یاد باغ پسته می افتادم .. و هیچ زمینه ذهنی از شهرش نداشتم  ،

تا اینکه عید 98 توی مسافرت کرمان سعادتی شد که وسط مسیر ، رفسنجان را ببینیم و بگردیم و نهاری بخوریم و صفا ..

برای رفتن به رفسنجان باید از یزد بگذریم .. ما که شب را توی یزد مونده بودیم و پر انرژی  ..

بعد از یزد شهر های کوچیک مهریز و انار را رد کردیم و وارد رفسنجان شدیم ..

همون اول ، یه خوش آمد گوئی قشنگ گذاشتند ورودی شهر..

رفسنجان

از همون بلوار وروردی  ، تمیزی و نظم و زیبائی مثال زدنی توجهتون را جلب میکنه ..

ما معمولا روی ورودی شهر ها خیلی دقت داریم و بنظر من ورودی هر شهر آبروی اون شهره و اولین برخورد میتونه ذهنیت بیننده را شکل بده ..

شهر رفسنجان تمیز

رفسنجان نه فقط بلوار ورودیش بلکه تمام شهرش ، تک تک خیابونهاش مرتب و تمیز بودند .. واقعا شهری به تمیزی و مرتب بودن رفسنجان ندیدم ..

دوباره تکرار میکنم تمیز ترین ، مرتب ترین شهر ایران .

لازمه از شهردار و فرماندار و دست اندر کاراشون تقدیر بشه …. تقدیر  تقدیر

اولین جائی که برای دیدنش رفتیم ، موزه ریاست جمهوری بود .. میدونید که آقای رفسنجانی غیر از تمام پست هائی که داشتند ، هشت سال رئیس جمهور بودند ..

عکس خانوادگی

موزه ریاست جمهوری وسط یه پارک بزرگ و بسیار با صفا و سبزه ..

که انصافا محیط دلنشین و خوبی داره

پارک موزه ریاست جمهوری

برای موزه ریاست جمهوری ، یه ساختمون بسیار زیبا و مدرن ساختند

بصورت به نیمکره و تمام سالن دایره ای شکل طبقه دوم موزه ریاست جمهوری شده

سقف ساختمان موزه

تمام چیزهائی که مربوط به زندگی کاری مرحوم رفسنجانی بوده ، برای بازدیدگذاشته شده ..

عکس های خانوادگی ، حکم های دولتی و هدایای داخلی و خارجی و هر چیز دیگه ای که فکرش را بکنید ..(البته این موزه توسط خود ایشان و در دوره حیاتشون برقرار شده )

موزه ریاست جمهوری

واقعا تعجب انگیزه که چه حجم زیادی از همه کشور های دنیا به ایشان هدیه داده شده ..

جالب ترین کالا ، یه سه چرخه بود که از طرف مردم بنگلادش هدیه شده بود .

هیراد حاتمی سه چرخه بنگلادش

حالا دیگه حسابی گشنه شدیم و نهار میتونه بهترین مقصد گردشگری باشه..

گشتیم و گشتیم و پرسیدیم و نهایتا رستوران توکل را معرفی کردند

یه حمام قدیمی بنام حمام میرزا که برای دوره قاجار بوده و الان رستوران هم هست،

رستوران توکل

این حمام بازسازی  شده و جالبه که به بافت اصلی و معماری بنا دست نخورده و شما میتونید توی یکی از دهها حجره این حمام بشینید و نهار بخورید ..

 

هلیا حاتمی رستوران توکل

بسیار محیط جالب و تو در تو و دلان دالان و ضمنا غذا ها هم بسیار قابل قبول بودند ..

 

حمام میرزا رفسنجان

از رستوران که بیرون اومدیم  سعی کردیم یه دوری توی بازار بزنیم ..

چون اینجا دقیقا منطقه بازاره رفسنجانه ..

ولی متاسفانه امروز یه روز تعطیله و بازار کلا بسته است ..

بازار رفسنجان

 

توی خیابان روبروئی یه حمام دیگه هم رفتیم که البته اینجا شده موزه مردم شناسی ..

 

حمام آقا سید مهدی 

یه مجموعه حمام سنتی کامل شامل سر بینه و گرمخونه و خزینه و چال حوض که تزئیناتش در عین سادگی خیلی چشم نواز و قشنگه  و ارزش وقت گذاشتن را داره .

حمام رفسنجان سید مهدی

تمام گوشه و کنار این حمام تندیس ها و وسایل و ابزار مختلف دیده میشه ..

یکی از شگفتی های این حمام خمره تصفیه کننده آب بود ..

یه خمره سفالی که بخاطر نوع طراحیش آب خالص و تمیز از اون تراوش میکنه و ناخالصی ها داخلش باقی میمونه ..

خمره حمام سید مهدی

 

میدونستید که یکی از دلایل کشیدن نقاشی روی دیوار های حمام های سنتی علاوه بر زیبائی .. این بوده که بعضی از مردم توی فضای گرم حمام باصطلاح حمام گرفته میشدند .. و تماشا کردن این نقاشی ها و سرگرم کردن ذهن مانع این حمام گرفتگی می شده .. ؟؟

خودم هم تا الان نمیدونستم ..

 

 

حمام سید مهدی

حالا دیگه باید بریم سمت کرمان ..

بازدید از رفسنجان را طبق برنامه ریزی سفرم دو تیکه کردم ، قسمت اول موقع رفتن به کرمان و قسمت دوم موقع برگشت از کرمان ..

طبق برنامه بعد از دیدن رفسنجان باید میرفتیم برای دیدن دره راگه که متاسفانه بدلیل سیل های عید امسال مسیر سایت دره بسته بود ..

بنابراین با حسرت از سر مسیر رد شدیم ولی قول دادیم که زودی بیائیم برای دیدن دره راگه .

مسیر دره راگه

رفتیم  کرمان زیبا را دیدیم و بعد از دو روز برگشتیم به رفسنجان .

از سمت کرمان  6 کیلومتر قبل از اینکه به شهر رفسنجان برسیم رفتیم برای دیدن مجموعه حاج آقا علی  ..

یه منطقه ای بنام قاسم آباد که اول ورودی بلوارش یه مسجد و بازار و آب انبار خودشون را بهمون نشون دادند .. ما هم فکر کردیم خونه حاج آقا علی اینجاست …

تازه متوجه شدیم صد متر جلوتر سمت راست باید داخل کوچه بریم تا به مجموعه بی نظیر خانه حاج آقا علی برسیم ..

 

 

گنبد عمارت حاج آقا علی

خانه حاج آقا علی

بی تعارف بگم بزرگترین خانه خشتی دنیا .. واقعا یه عمارت بسیار بزرگ و زیبا و دلباز ..و دلبر ..

برای توصیف بزرگیش خوبه بگم که 12 هزار متر مربع زمین داره و زیر بناش 7 هزار متر مربعه ..!!

جسارتا خونه شما چند متره ؟

توی ذهنتون یه مقایسه بکنید آپارتمانتون را با یه آپارتمان 7هزار متری .. بزرگه  نه ؟

تازه 5 هزار متر حیاط و حوض هم در نظر بگیرید ..

عمارت خشتی حاج آقا علی

میتونید حدس بزنید این عمارت چند تا اتاق داره ؟ اگه بگم 86 تا اتاق داره باورتون میشه ؟

لطفا باورتون بشه ..چون مجبورید به من اعتماد کنید ..

تازه اتاق داریم تا اتاق .. منظورم از اتاق یه چیزی تو مایه های عکس پائینه ..اتاق اینها تالار ماست .

تالار حاج آقا علی

حالا بریم سراغ داستان

و ببینیم این حاج آقا علی اساسا کی بوده که یه همچین خونه ای ساخته ؟

حاج آقا علی (زعیم اله رفسنجانی امینیان )هم دوره ناصر الدین شاه بوده و بازرگان بوده ..

خیلی هم تاجر قوی و زرنگی بوده و با کشور های هند و چین تجارت میکرده و در عین حال ملاک بوده و بیشتر از شصت فرسنگ (مثلا حدود 370 کیلومتر) زمین داشته

و گله های گوسفند چند هزار تائی و.. از بندر عباس تا رفسنجان هر سی کیلومتر یه منزل و بارانداز داشته و طول کاروان تجاریش حدود 40 کیلومتر بوده ….

خلاصه ستونی بوده برای خودش ..

مجید حاتمی عمارت حاج آقا

یه داستان بین اهالی هست که میگن اوایل جوانی اش کشاورز کم پولی بوده و از همه ده ضعیف تر بوده ، یه روز سر خرمن یه درویشی میاد و ازش طلب میکنه ،

حاج آقا علی هم میگه : ما رو گیر آوردی ؟ خرمن بقیه را ببین .. محصول من از همه کمتره ..

با اینحال دوازده مشت گندم به درویش میده و آقای درویش یه مشت از گندم ها را برمیگردونه و روی خرمن می پاشه ..

از اون لحظه برکت مال حاج آقا علی زیاد و زیادتر میشه  ..

حوض حاج آقا علی

یه داستان دیگه از حاج آقا علی روایت میشه و اون مربوط به دوران کهولت ایشانه..،

اواخر عمر ،ثلث اموالش را وقف میکنه و این کار باعث عصبانیت پسرهاش میشه و کم کم دوتائی به جون همدیگه و به جون پدر می افتند ،

پسر کوچیکه (حاج حسن ) پنجاه هزار تومن رشوه میده  و پسر بزرگه ( حاج حسین) صد هزار تومن رشوه و پول میده و نهایتا حکم زوال عقل پدرش را میگیره و برنده میشه …

و اوخر عمر حاج آقا علی با اونهمه دارائی و شوکت وعزت بسختی میرفتی نانوائی تا یدونه نان که پسرش برات کرده بوده بگیره..

همون حاج آقا علی که روی شانس بود و وقتی شترش توی چاه افتاد ، سالم بیرون اومد حالا دنیا بهش پشت کرده ..

(البته اینها نقل قول مردمه و ممکنه درست نباشه)

حیاط حاج آقا علی

حاج آقا علی غیر از این عمارت ، یه بازار هم همین جا ساخته که مرکز تجارت بوده ..

اساسا از اول ورودی بلوار اول این مسجد و بازار را سمت چپ میبینیم

البته حواستون باشه داخل شهر کرمان هم  یه بازار مجلل بنام بازار حاج آقا علی هست که خیلی هم قشنگه ..

بازار حاج آقا علی

داخل بازار یه آب انبار ساخته که آب منطقه را تامین میکرده ..

 

آب انبار حاج آقا علی

انتهای بازار یه مسجد ساخته ..

خلاصه هیچی کم نذاشته .. خدا یش بیامرزد ..

حالا وقتشه بریم حصار 750 ساله رفسنجان را ببینیم .. طول دیوار 5400 متر بوده و  ضخامت پائین دیوار 3 متر و ارتفاعش 6 متر بوده .. خیلی زیاده نه ؟

حصار رفسنجان

رفسنجان چهار تا دروازه داشته که الان یدونه اش موجوده ..

دروازه قطب آباد که البته باز سازی شده و قشنگ هم شده ..

سمت غرب شهر توی خیابان عدالت ، خبابان بنفشه که سنگفرش هم شده و ابهت دروازه رابیشتر کرده ..

دروازه شهر رفسنجان

توی همین خیابان بنفشه ، بادگیر زیبای معین را هم دیدیم ..

البته اون معین که ما میشناسیم نه ها ..

اینجا عمارت معین بوده و الان فقط بادگیرش باقی مونده ..

16 متر ارتفاع داره و یکی از بادگیر خوشگل های ایرانه .. البته ما که اینجا بودیم اطرافش در حال محوطه سازی و ساخت و ساز بودند .

بادگیر معین

دیگه توی رفسنجان کار زیادی نداریم و باید برگردیم سمت خونمون ..

یه بار دیگه حتما باید فصل پسته بیائیم اینجا ..

ارادتمند – مجید حاتمی

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *