مسجد جامع ساوه

سفر یک روزه ساوه

شاید برای بعضی ها مسافرت با چندین ساعت رانندگی تعریف بشه ..ولی بنظر من دور و بر خودمون اماکن و جاهای دیدنی بسیاری هست که دیدنش آرزوی ساکنین دوردستهاست ..

یه پنجشنبه زمستونی که از تابیدن آفتاب روی صورتت لذت میبری .. ساعت 9 صبح با مامان و فیروزه و هلیا و هیراد زدیم بیرون و از اتوبان ساوه ظرف یکساعت رسیدیم به ساوه ..ورودی شهر پر بود از وانت هایی که انار میفروختند … البته قیمت ها با تهران فرقی نداشت .

 

شهرهم مرتب و تمیز و منظم و خلوت .. تابلو های راهنما به حد کفایت کویا بودند ، یه بازار فوق العاده سنتی و دلچسب  

بازار ساوه مجید حاتمی

نهار رو طبق معمول با پرس و جو از کسبه تو یه رستوران خوردیم و …

بعدبه دیدن مسجد سرخ (انقلاب ) رفتیم ..یه مسجد بزرگ با سه رواق و قدمت دوره صفویه .. جالبه که تمام مراسمات ختم و یادبود ساوجی ها (ساوه ای ها) اینجا برگزار میشه و وقتی اونجا بودیم همزمان سه تا ختم تو سه تا شبستان مختلف برقرار بود ..

و متاسفانه بخاطر همین مراسمات نتونستم از داخل مسجد عکس بگیرم .

یه منار آجری باحال هم کنج دیوار مسجد جا خوش کرده بود و کبوتر ها توش لونه داشتند ..

مسجد ساوه

توی کوچه پایین منار با پیرمرد بخاری ساز نازی آشنا شدم که میگفت پنجاه ساله با همین کیفیت اینجاست و بخاری ولوله بخاری میسازه .  

ان شالله که صد سال دیگه هم با همین کیفیت بمونی و سلامت باشی ..

بخاری ساز ساوه

آخر این کوچه میرسیدیم به گنبد چهار سوق  ساوه که واقعا دیدنیه .. از بیرون شاید انقدر بزرگ به نظر نیاد ولی وقتی داخل بشید ابهت گنبد را درک می کنید .

یه گبند با مقطع 12 متر و ارتفاع 15 متر  و واقعا با ابهت ..

قدیمها توی تقاطع دو بازار بوده و برای همین اسمش چهار سوق مونده …یه دوره ای زور خونه بوده و آتیش هم گرفته… 

 

گنبد چهار سوق ساوه

 

ولی امروز شده موزه مردم شناسی  ساوه و اشیائ قدیمی و مجسمه هایی که نوع پوشش مردم این منطقه را توی دوران مختلف نشون میدهند..

مجید حاتمی ساوه

و وای از نور رنگارنگی  که از پنجره های ارسی به داخل میتابه  و آدم را محو تماشا میکنه .. سبز و آبی و قرمز و زرد … 

گنبد ساوه

چی میشد ما هم تو خونه هامون این نور را داشتیم …..؟/همه زندگیمون شده کم مصرف سفید …تازگیها هم شنیدم میگن نور کم مصرف ها سرطان پوست میاره … در حالیکه نور ارسی ها جوونت می کنه . 

جلوی مسجد یه پهلوون بساط کرده بود و میمون و مار و سینی مسی و وزنه و… داشت  و وقتی خواستم ازش عکس بگیرم تو بلند گو دستیش گفت :

” داداش قربون مرامت عکس نگیر علی نگهدارت “..

خدا کنه همیشه تماشاچیاش جیب پر پول و دل بزرگ داشته باشند . 

بعد از اینجا رفتیم مسجد جامع ساوه و واقعا چقدر حسرت خوردم که چرا یه نصف روز برای دیدن مسجد جامع وقت نزاشتم .. واقعا قابل مقایسه با مسجد جامع اصفهان بود .. با این تفاوت که هیچ رسیدگی بهش نمیشه و داره از بین میره … 

مسجد جامع ساوه

گنبد تمام آجری که تزئیناتش هم با آجره واقعا مجبورم کرد سی تا ازش عکس بگیرم …

و مناره زیبای آجریش به نظر من زیبا ترین منار آجری ایرانه ..

یه طرف مناره را بارون مستهلک کرده ولی نقوش و کتیبه های آجری زیر نور غروب دلمو آب میکرد …

منار ساوه

بالاخره هوای تاریک مجبورمون کرد  از ساوه دل کنده و به سمت خروجی شهر بیاییم و دوباره اناری ها … 

انار ساوه

به همین راحتی یک پنجشنبه شاد و مفرح را با دیدن یکی از شهر های قشنگمون سپری کردیم و خودمون هم سپری شدیم …

برید ساوه گردی–اردتناک- مجید حاتمی

یک دیدگاه در “سفر یک روزه ساوه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *