معبد سکوت

شهر یری

شهر یری به فارسی میشه جای شهر (مکان شهر ) .. یه محوطه باستانی عجیب و غریب نزدیک مشکین شهر که اگه نبینید نیمی از عمرتون دراز باد .. ولی قول بدید برید ببینید ..

اردبیل مشکین شهر

سال 96 که اردبیل بودیم یه روز را اختصاص دادیم به مشکین شهر  و صبح از اردبیل به سمت مشکین حرکت کردیم …

از بین مزارع زیبای سیب زمینی رد شدیم و لذت برداشت محصول  را به تماشا نشستیم ( چقدر ادبی )

مزرعه سیب زمینی

حدود 30 کیلومتر مونده به مشکین شهر ،رسیدیم به تابلو روستای پیرازمیان ..

سمت راست باید از جاده خارج بشیم و ظاهرا 3 کیلومتر فاصله داریم تا مقصد که البته واقعیتش حدود 5 کیومتر شد..

پیرازمیان - شهر یری

پیچیدیم داخل و از وسط تاکستان های پر از انگور طلائی رد شدیم و بدون توقف قرار شد موقع برگشتن بریم سر قرار عاشقانه و شیرین  انگور بیدونه ..

انگور مشکین شهر

رفتیم داخل روستا و از یه طرف دیگه اش خارج شدیم و حالا یه مسیر خاکی حدود سه کیلومتر را باید رد کنیم .. بیخود غر نزنید .. جاده خاکی بدون دست انداز نمیشه .. ماشین هاتون هم ناز نازو بار نیارید ..  .. والا …

مسیر شهر یری

و  بالاخره رسیدیم به شهر یری

معبد سکوت ..

واقعا همه جا را سکوت گرفته و محیط خیلی عجیبه .. انگار توی زمان حرکت کردی و افتادی توی یه دوره تاریخی دیگه .. ظاهرا خیلی خیلی سال پیش اینجا شهری بوده و مردم اون ستاره پرست و ماه پرست بودند و اینجا هم معبدشون بوده ..

سنگ افراشت معبد سکوت

شهر یری … یا همون  معبد سکوت …

یه محوطه با حدود 280 سنگ افراشته به شکل آدم های دست به سینه  که هیچکدام دهان ندارند و همگی شمشیر و کمربند دارند .. قدشون بیشتر حدود 70 سانته و بلند ترین آنها حدود دو متر .

محوطه شهر یری

جالبه فقط  و فقط یه دونه از سنگ افراشته ها دهان دارند که ایشون خانم هستند .. شاید نماد ملکه شون بوده .. رهبرشون بوده .. نماینده شون بوده .. بهر حال نشون میده دوران باستان هم  خانمها بیشتر از آقایون صحبت میکردند …

معبد سکوت شهر یری

اگه بگم قدمت این مکان حدود 3500 سال میشه باور میکنید ؟ لطفا باور کنید .. حالا اینکه چیزی نیست ، کنار این محوطه یه تپه باستانی هست که الان کمی از دیوار هاش مونده و قدمت اونجا 7000 ساله .. خیلیه ها ..

قلعه شهر یری

برگردیم معبد سکوت .. اصلا وقتی وارد میشی و بین سنگ ها راه میری یه حالت عجیب خوف و رجا داری .. انگار این سنگها زنده اند .. انگار با اینکه دهان ندارند میخوان یه چیزی بهت بگن ..

سنگ افراشته مشکین شهر

محلی ها به این منطقه میگفتند مکتب اوشاغلاری .. یعنی بچه های مدرسه و معتقدند یه مکتبخانه بوده که معلم و دانش آموزان همگی سنگ شدند ..

معبد سکوت مشکین شهر

ولی در حقیقت اینجا معبد بوده  و  سنگ افراشته ها همه کمر بند و شمشیر دارند و بالای محوطه قلعه بوده و پائین محوطه یکسری غار هست که بعضی ها سردر  سنگی دارند ..

 

هلیا حاتمی

شنیدم که این غارها محلی بوده که اونجا افراد غسل میکردند و سر و روئی تازه میکردند تا وارد معبد بشوند ..

پیش بینی میشه که توی محوطه شهر یری، خیلی چیز های دیگه هم وجود داشته باشه و حالا حالاها باید کاوش بشه ..

مجید حاتمی شهر یری

متاسفانه هنوز هم وضعیت نگهداری سنگ افراشته ها خوب نیست و قول میدم با رسیدگی و معرفی صحیح شهر یری ،میشه قطار قطار توریست وارد کشورمون کنیم ..

محوطه شهر یری مشکین

هر جوری بود دل کندیم و به عشق انگور های طلائی برگشتیم توی ده  و بالاخره وسط یکی از تاکستان ها صاحبش را پیدا کردم و خواستم ازش انگور بگیرم .. ولی بهیچ عنوان بهم انگور نداد و میگفت ترازو ندارم .. اصرار من هم بی فایده بود و خرید انگور را به مشکین شهر موکول کردیم .

مترسک

ولی تا دلتون بخواد از این پرنده های زیبا دیدیم که اسمش را هم نمیدونم هر چی هم می پرسیدم اسمش را نمیگفت …

پرنده مشکین شهر

محوطه شهر یری را برید ببینید قشنگه حیفه ها بعید نیست تا چند سال دیگه این سنگ افراشته ها هاپولی بشند ..

از ما گفتن / ارادت- مجید حاتمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *