آسیاب آبی شوشتر

شوشتر

نوجوون که بودیم تنها چیزی که راجع به شوشتر میدونستیم این شعر پر محتوا بود  :

از اینجا تا به شوشتر    همش خون کبوتر ..

اصلا یعنی چی؟ چه ربطی داره؟  از اینجا ، یعنی کجا ؟ مبداء کجا بوده ؟ چرا خون کبوتر؟

حالا اگه خیلی اهل مطالعه بودیم این ضرب المثل را هم بلد بودیم که :

گنه کرد در بلخ آهنگری     به شوشتر زدند گردن مسگری

توی شوشتر آهنگر نداشتند ولی مسگر زیاد بوده ..!! بگذریم  امسال که قسمت شد و رفتیم شوشتر را دیدیم تموم این شعر ها از یادمون رفت و محو تمدن و زیبائی شوشتر بودیم .. محو تماشای کارون زیبا و سازه های آبی شوشتر بودیم . .

بعد از دیدین یعقوب لیث ..گازشو گرفتیم و ساعت یک و نیم رسیدیم شوشتر و اولین خوش آمد گوئی توسط زیباترین و قدیمی ترین پل جهان بود که روی یکی از شاخه های کارون و کنار پل جدید هنوز هم سعی میکنه سرپا بمونه و خودشو به رخ بکشه  .. یه منظره بینظیر و یه طعم دلچسب از  ورود به یه شهر باستانی

کارون شوشتر

بدون معطلی مستقیم رفتیم سمت سازه های آبی  و خیلی راحت پیداشون کردیم ..

وروردی شوشتر

حالا کمی تخصصی تر بگم براتون که احتمالا اسم اولیه این شهر ششدر بوده چون 6 تا دروازه داشته و بعد ها کم کم  شده شوشتر و جالبه بدونید این شهر حدود4000 سال قدمت داره و از دوره هخامنشی ها و ساسانی ها برقرار بوده ….

عربهای عزیزتر از جان وقتی کشورمون را فتح کردند و شوشتر را دیدند دهنشون کج شده و اینجا را جزو عجایب هفتگانه حساب میکردند ..

اونوقت من ایرانی  باید الان بیام و تازه شوشتر را ببینم ..بیش از 98 درصد مردم اروپا با سفر به خوزستان این سازه را دیدند و حیرت کردند .. ( حالادرصدش را زیاد جدی نگیرید ..ولی اومدند دیگه.. زیاد هم اومدند …)

سازه آبی شوشتر

آسیاب های آبی ( سیکا )

بسختی جای پارک پیدا کردم و  وقتی پیاده شدیم از همون بالا منظره زیبای رودخونه و سازه ها بهمون خوش آمد گفت .. خیلی زیباست کلی سوراخ و غار و کانال و منفذ که آب با فشار از اونها بیرون میاد و به جریان رودخونه میریزه و یه صحنه بی نظیر داره که هیچ جا لنگشو ندیدیم ..

رفتیم بلیط گرفتیم داخل شدیم و از کلی پله پائین رفتیم و وارد اتاقها و راهروهای تودرتو شدیم ..که ساختار خیلی عجیبی داشتند ..

توی این راهرو ها صدای آب خروشان یه ابهت خاصی به فضا داده ..

کانال آب آسیاب

سیستم اینطوری بوده که سد گرگر مسیر رودخونه را میگیره و آب را بالا میاره تا  وارد تونلهائی بشن که تو دل تخته سنگها  با دست کنده شدند  بعد هم هدایت میشه به کلی کانال و راه آب و ضمن اینکه شتاب بیشتری میگیره حالت چرخشی هم پیدا میکنه و این باعث میشه قدرتش  هزاران گیگ بیشتر بشه و بعد توی مسیرش پره های آسیاب را میچرخونه و میره برای پره بعدی و نهایتا  هر کدوم از خروجی ها یه آبشار دلنواز هستند که  زیباییش خیره کننده است ..

یه دوره ای که پیشرفت بیشتری حاصل شده بوده  دینام و ادوات برقی اوردند و از نیروی آب ، برق هم گرفته میشده ..

برق سنتی شوشتر

بعد   ، از یکسری پله تنگ و باریک پائین رفتیم تا وارد یه اتاق شدیم که اونهم چند تا پله پائین تر بود … و اینجا تنها آسیاب سالم و فعاله که در حال آرد کردن گندم بود…

اسمش پنیری بود .. اسم آسیابه پنیری بود … باورتون نمیشه که اون سنگ به اون بزرگی با چه سرعتی میچرخید..انگار یه موتور برقی قوی بهش وصل باشه .. آقای راهنما هم خیلی با حوصله  و کامل طرز کار آسیاب را برامون توضیح دادند .. ممنونیم آقا..

آسیاب پنیری

بعد از پله ها بالا اومدیم و رفتیم سمت محوطه ای که به خروجی آب ها و محوطه آبشار ها دید داشت  .. باوتون نمیشه چقد قشنگه ..

حالا جالبه اینجا بازار سلفی داغه و همه دختر خانومها لب و دهنشون  را کج میکنن و  یکی از پاهاشون را مثل فلامینگو  بالا میارن و …بابا از این همه زیبائی عکس بگیر حالشو ببر .. از خودت توی خونتون هم میشد عکس بگیری ..

من منکر عکس یادگاری با اماکن نیستم ها .. خودمون هم هر جا میریم یدونه میگیریم .. ولی آخه 90 درصد عکس دماغته و مناظر بیچاره اصلا دیده نمیشن..

آسیاب آبی شوشتر

بالاخره از سازه های آبی زدیم بیرون و من که اصلا دلم نمی اومد بیام چون خیلی جاها را هنوز ندیده بودیم .. ولی ساعت حدود  3 ونیم بود و واقعا نهار دیر شده بود و هلیا و هیراد و فیروزه داشتند از حال میرفتند ..

ماشین را برداشتیم و گزان گزان دنبال رستوران گشتیم .. کلا شاید سه تا رستوران کوچولو پیدا کردیم که خیلی هم شلوغ بودند .. نهایتا یه جا رفتیم و بعد از نیم ساعت یه جوجه نه چندان جوجه خوردیم..

قول میدم دیگه هیچوقت نهار دیر نشه ..قول .. قول

بعد از نهار هم یه چرخی توی شهر زدیم ..

پل بند شادروان

بعضی معتقدند این پل ، قدیمی ترین پل جهان بوده و.. زمان شاپور ساسانی ساخته شده و 44 دهنه بزرگ و 43 تا دهنه کوچیک داشته و طولش حدود 500 متر بوده ..

البته الان تقریبا کامل منهدم شده ولی هنوزم قشنگه

پل ساسانی

قدمگاه خضر نبی

قدمگاه خضر نبی یا همون خواجه خضر زنده  یه حیاط باحال که گوشه اش یه بنای قدیمی با یه گنبد خوشگل مضرس داره که اساسا من اومدم جنوب برا دیدن این گنبدهای دلربای پله پله .. (آرچین)

قدمگاه خضر نبی

بنا مال دوره سلجوقیه .. حالا  اگه حوصله دارید براتون کمی از اساس این  قدمگاه خضر بگم .

توی این بقعه ها هیچ مزاری نیست و اگر هم باشه مزار سادات و آدم های خوب دوران بوده .. توی ایران جمعا حدود 8 تا قدمگاه خضر نبی داریم که دو تاش توی همین خوزستان هستند .. میگن خضر نبی وقتی از ایران رد میشده شهر های مختلف ساکن میشده و هر جا مینشسته زمین فوری سبز و خرم میشده .. برای همین اسمش خضر مونده و تمام بقعه های خضر نبی رنگ سبز پر رنگ دارند .

مقام خضر نبی

شوشتر امامزاده هم زیاد داره  ها ..

یکی از اونها دقیقا کنار ورودی اسیاب آبی هاست .. وبا  یه سبک خاص از کاشی معقلی تزئینش کردند ..

امامزده سید محمد ماهرو ..طبق معمول از فرزندان امام موسی کاظم

امامزاده شوشتر

اساسا  شوشتر خیلی زیباست و بنظر من بهشت عکاسهاست ..

هر طرف نگاه میکنی یه منطره بی نظیر خودشو فرو میکنه تو چشمت و مجبورت میکنه با دوربین نشونه گیری کنی و عکسش را  برای خودت کنی ..  (اشتباه نشه عکاسها که گفتم شامل من نمیشه ها .. )

رود کارون شوشتر

 

متاسفانه خیلی جاها توی شوشتر جا موند نتونستیم ببینیم .. آخه زمان خیلی کم داریم ..

فک کن صبح دزفول را چرخیدیم و بعد رفتیم یعقوب لیث را دیدیم و اومدیم شوشتر و از اینجا باید بریم زیگورات چغازنبیل که 46 کیلومتر فاصله داره ..بعد از دیدن چغازنبیل باید بریم شوش که اونهم 46 کیلومتر فاصله داره .. توی شهر شوش 4 تا مقصد دیدنی تیک زدم و بعد هم تا شب نشده باید بریم اهواز که 120 کیلومتر تا شوش فاصله داره ..

جاهائی که توی شوشتر از دست دادیم .. مسجد جامع و آرامگاه علامه شیخ شوشتری و قلعه صلاصل و پل لشکر و  از همه مهمتر امامزاده سید محمد گلابی که خیلی دوست داشتم ببینمش..

پس حتما حتما دوباره میائیم

شما هم بیائید دیگه – مجید حاتمی

یک دیدگاه در “شوشتر

  1. اها پس اومدین شوشتر 😅
    واسه رستوران حداقل می رفتید کوی فرهنگ شهر یا خیابون آل غفور فست فودای معروف هم که شعبه های بزرگی توی شوشتر زدن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *