حمد الله مستوفی

سال 91 اواخر تابستون یه پنجشنبه  با برنامه ریزی  قبلی سه تایی راهی قزوین شدیم …. اون موقع هیراد نبود … طبق معمول توی کرج خیلی معطل شدیم و ترافیک پل فردیس و گوهر دشت و مهر شهر باعث شد ساعت حدود 11 برسیم به قزوین …

مستقیم به سمت بازار رفتم و  توی یه جای پارک مناسب ماشین را تنها گذاشتیم و وارد بازار  شدیم و …

واو …. Wooow  عجب بازار باحالی ….خوراک خودمون …

بازار قزوین

از انواع میوه ها و سبزیجات تازه بگیر تا  انواع گوشت و کله پاچه و جیگر و جارو و جانونی و جا شمعی و جاجیم و جیمبال..

جیم بال یه جور توپه که با جیم شروع میشه …

بازار قدیمی قزوین

 

زرشک قزوینبازار سنتی قزوین

 

 

 

 

 

 

 

بازار از رونق خاصی برخورداره و رفت و آمد قشنگی داره …

بازار طلا قزوین

این هم سنگ پای معروف قزوین … البته سنگ پا ربطی به قزوین نداره چون یه نوع سنگ آذرینه که از گدازه های اتشفشانی درست شده و قبل از سرد شدن گازهای داخلش خارج میشن و اون سوراخها رو درست می کنند … پس باید سمت دماوند و البرز بیشتر باشه ..بهر حال محل تولید سنگ پا همدانه و چون  از قدیم این سنگ ها در قزوین تراشیده و عرضه میشده به سنگ پای قزوین معروف شدند ….  من خودم آخرین بار  30 سال پیش سنگ پا مصرف کردم ولی الان تازه دانشمندا به این رسیدن که سنگ پا یه ماساژور قویه و ضمن تمدد اعصاب موجب تنظیم انسولین میشه  …سنگ پای قزوین

 

از تو دل بازار به مسجد النبی ( مسجد سلطانی ) رسیدیم  … یه مسجد فوق العاده بزرگ با یه  معماری شاهکار که چندین هنر مختلف را یکجا فرو میکنه تو چشم بیننده …

ساخت مسجد با دستور فتحعلی شاه قاجار بوده و طبق روال هیچ چیزی کم نگذاشتند … برای درک بزرگی ایوان اصلی ، قد من و هلیا را مقایسه کنید…..

مسجد النبی قزوین

بعد به بازار قیصریه رفتیم .. خیلی شیک و زیبا و دلربا ..سرای سعد السلطنه .سرای وزیر .. تیمچه سرباز …واقعا دیدنی هستند .. قدمت بازار تا هزار سال هم اعلام شده ..

سرای وزیر

بازار فرش قزوین

تیمچه رضوی

واقعا قسمت های جدید هم با نهایت سلیقه و زیبایی قدیم ساخته شده

بازار جدید قزوین

سرای سعدالسلطنه

از بازار دل کندیم اومدیم تو خیابون …

آقا عجب ایستگاه اتوبوس های با کلاسی دارند ..

همه محیط بسته بدون دود با بخاری و کولر گازی و تلوزیون …. آدم دلش میخواد بره یکساعت منتظر اتوبوس بشینه ..

ایستگاه قزوین

بعد به دیدن عمارت کلاه فرنگی رفتیم ..

عمارت چهلستون یا کلاه فرنگی یکی از یادگارهای  دوره صفویه تو قزوینه که در مرکز شهر  و در جنوب سبزه میدان وسط یه  باغ بزرگ قرار داره . این بنا در دوره قاجاریه توسط محمد باقر سعدالسلطنه فرماندار وقت قزوین بازسازی شد و  اسمش شد چهلستون .

کلاه فرنگی

داخل بنا چندین لایه روی هم روی هم نقاشی شده  و تمام پنجره ها ارسی های دلربا هستند که میخکوبتون میکنند به تماشا …

چهلستون قزوین

بعد از اینجا به دیدن حمام قجر رفتیم که البته چون بسته بود نشد داخل را ببینیم  و همین بهترین بهونه را دستمون داد تا یه بار دیگه به قزوین سفر کنیم برای دیدن حمام قجر .. البته از پشت بام حمام یه دیدن کردیم ..ها ها ..

حمام قجر

دیگه خسته بودیم و فقط یه نهار خوشمزه میتونست انرژی دوباره را برگردونه …

مگه میشه قزوین بیایی و غیر از قیمه نثار چیزی بخوری ؟

جاتون خالی خیلی خوشمزه و عالی بود ..

قیمه نثار

فضای کلی شهر مرتب و تمیز و بوستانها هم فوق العاده هستند همه جا المانهای مختلف شهری را میشه دید که با سلیقه خاصی بنا به موقعیت ساخته و کار گذاشته شدند .

پارک قزوین

حالا نوبت کلیسای زیبای قزوین رسیده … کلیسای کانتور   (برج ناقوس)

این کلیسا تو جنگ جهانی دوم  توسط روسها ساخته شده .. ولی خدا وکیلی اومدن یه کشور دیگه را اشغال کردند .. بعد انقدر با سلیقه و قشنگ کلیسا ساختند ..

کلیسای کانتور

و آرامگاه حمدالله مستوفی ..

آقای حمدالله مستوفی هم مورخ بودند هم شاعر هم نویسنده هم جغرافی دان ..ایشون با 14 نسب به حر بن یزید ریاحی میرسه ..کلی کتاب و تالیفات داشته و قرن هشتم فوت میشه … پلان بقعه مربع که تبدیل به هشت ضلعی میشه و گنبد روی اون کار شده ..

حمد الله مستوفی

دور تا دور گنبد هم کتیبه به خط ثلث پدران و آثار و.. معرفی کرده ..

این آرامگاه تو محله پنبه ریسه  نزدیک امامزاده علی و آمنه هست .. راستی خود اهالی بهش میگن گنبد دراز..

گنبد دراز قزوین

حالا میرسیم به دروازه های قزوین …..

قزوین هشت تا دروازه داشته که الان فقط دو تا باقی موندند..

دروازه تهران …که از اسمش معلومه ورودی از طرف تهران بوده ..این دروازه ساخت دوره قاجاره  و سال 1347 مرمت و کاشیکاری شده … عجب کاشیکاری قشنگ و ظریفی..

دروازه تهران

بعد هم دروازه کوشک مونده ..که رو به کوشک و شکارگاههای شمالی و رودبار بوده .. کاشیکاری این یکی هم واقعا عالی کار شده …

البته اینجا که رسیدیم دیگه خورشید خانوم خسته شده بود و همراهیمون نمیکرد ..

دروازه کوشک

و میریم قدیمی ترین خیابون کشورمون را ببینیم … اولین خیابان ایران توی قزوین ساخته شده  واسمش خیابان سپه بوده .. ساخت دوره صفوی و بدستور شاه طهماسب انجام شده

الان اسمش خ شهدا شده و تماما سنگ فرشه و ماشین ها هنوز رفت و آمد دارند

خ سپه قزوین

آخر خیابون میرسه به عمارت عالی قاپو  و وسطهای خیابون مسجد جامع قزوین قرار داره ، آقا خیلی قدیمیه …

اولش آتشکده بوده .. بعد هارون الرشید که داشته میرفته سمت مشهد  دستور داده آتشکده را مسجد کنند .. خلاصه ساختند و چندین بار تعمیر و باز سازی شده و نهایتا باز دوره صفویه ایوان و منار براش ساختند و دوره قاجار هم باز تعمیر شده و همین الان هم در حال تعمیراته ..

مسجد جامع قزوین

دست آخر که دیگه خیلی شب شده بود رفتیم امامزاده شاهزاده حسین …

اینجا پسر خردسال امام رضا دفن شده که در اثر بیماری فوت شده … اساسا امامزاده  حال و هوای فوق العاده ای داره .. اصل بقعه کار شاه طهماسب و بعد هم باز سازی اساسی توسط سلطان صاحبقران سلطان ابن سلطان ابن سلطان ناصر الدین شاه انجام شده …

شاهزاده حسین

ساعت 9 شب بود که یه شام فست فودی خوردیم و برگشتیم سمت تهران …

همگی خسته نباشید .. مجید حاتمی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یک دیدگاه در “قزوین گردی یکروزه

  1. دمت گرم خسته نباشی. منم مثل شما عاشق گردش ام و یکی از بهترین هنرها در این دنیا اینه که وقت بزاری و مسافرت کنی و تا میشه جاهای دیدنی رو دید و لذت برد. با آرزوی سلامتی و شادکامی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *