قشم

قشم

شک نکنید که قشم یکی از بهترین و زیباترین مقاصد گردشگری ایرانه .. یه جزیره گرم و دوست داشتنی .. با کلی ساحل دیدنی ..

از نظر اندازه و ابعاد باید بگم بزرگترین جزیره خلیج فارسه و جالبه بدونید که حدود 70 تا شهر و روستا  و  15 تا بندر و اسکله داره ..دیدید گفتم خیلی بزرگه..

حالا ما عید 97 که سفر بندر عباس بودیم .. روز دوم به قصد دیدن قشم اومدیم کنار اسکله مسافری و ماشین را توی پارکینگ گذاشتم ..

مجید حاتمی قشم

یادتون باشه اصلا توصیه نمیکنم با ماشین برید قشم .. چون اولا باید چندین کیلومتر توی بندر عباس رانندگی کنید تا به اسکله مخصوص ماشین ها برسید و بعد هم کلی صف و نوبت .. و تازه وقتی به قشم برسید هم  ماشینتون را توی یکی از اسکله های پرت قشم از شناور پیاده میکنند .. حالا همه اینها کنار ،فکر کن با ماشین رسیدی ، نه جائی را میشناسی نه جای پارک بلدی ..بنابراین پیاده برید مثل ما.. و حالشو ببرید ..

رفتیم برای ورود به محوطه اسکله ، ولی متاسفانه بسته بود و اعلام کردند بدلیل مه غلیظ شناور ها حرکت نمیکنند ..

هوا کاملا آفتابی بود ها .. ولی سطح خیابون هم میشد مه را دید ..

مه ساحل

بنابراین یکی دو ساعت زمان داشتیم تا اسکله باز بشه .. بنابراین رفتیم اونطرف خیابون ، بازار بندر عباس و کلی کیف کردیم .. تازه بستنی هم خوردیم…

بعد از دو ساعت اسکله باز شد و رفتیم بلیط خریدیم و با ماشین برقی ها تا درب سالن اسکله رفتیم و از اینجا واویلا بود .. جمعیت زیاد که همه عصبی هم شده بودند و شاکی.. هیچ نظم ونظامی هم وجود نداشت..

بالاخره سوار شدیم و خداروشکر داخل کابین یه جای لاکچری بهمون دادند که کولر گازی  و السیدی داشت ..السیدی چیه ؟؟  خو معلومه …LCD

شناور اسکله ذاکری

خیلی زود شناور حرکت کرد و ظرف حدود 45 دقیقه رسید به قشم .سفر دریایی هم باحاله ها .. یه بار هم تجربه سفر دریایی را توی ترکیه داشتیم که البته کمی فرق داشت ….حالا..

همین که از محوطه اسکله اومدیم بیرون .. یه گروه نوازنده محلی با ساز و آواز و رقص خیلی باحال خوش آمد گفتند و خیلی چسبید ..

پیشواز قشم

بیرون .. اولین کاری که کردم یه تاکسی دربست گرفتم که تا شب ما را بچرخونه و جاهای دیدنی را توی این فرصت کم نشونمون بده .. راننده آقاداوود بود که اول فکرکردم مجرده.. ولی وقتی صحبتمون گل انداخت فهمیدم بچه هم داره…

کلی اطلاعات ازش گرفتیم راجع به قشم و شهر هاش و آداب و رسومش .. جالب بود میگفت اینجا موقع عروسی ، تمام مخارج وحتی جهاز بعهده داماده .. به جاش عروس دوماد اول زندگی توی خونه پدر عروس زندگی را شروع میکنند و این اصلا نکته منفی نیست و هیشکی دوماد سرخونه لحاظ نمیشه .. ضمنا بیشتر اهالی قشم اهل سنت هستند ..

راننده قشم

قرار شد قبل از هر کاری بریم نهار بخوریم و سکان را دادم دست آقا داوود  و پیشنهاد داد بریم روستای سهیلی  و نهار را مهمان منزل ناخدا علی صالح باشیم ..حدود 60 کیلومتر اومدیم تابرسیم به روستای سهیلی که نزدیک جنگلهای حرا و چاههای طلاست.

روستای سهیلی

منزل ناخدا علی صالح یه خونه بزرگه که قسمتی از اون را سفره خانه کرده بود ، هم میز و صندلی داشت هم اتاق های سنتی با بادگیر ..

غذا هم فقط دریائی …گاهی موسیقی زنده هم دارند

 

خانه ناخدا علی صالحخیلی محیط باحالی داشت و ما ترجیح دادیم بشینیم زمین..

برای نهار قلیه ماهی و چند جور ماهی سفارش دادیم و جاتون خالی بود ، انقد لذیذ بود  که من ماهی نخور  ، دولپی میخوردم ..

هلیا حاتمی قشم

 

بعد از نهار رفتیم برای دیدن جنگل های حرا ..

اساسا جنگل های حرا توی حاشیه خلیج ، خیلی جاها هستند و توی قشم زیادتر..

حرا

درخت حرا خیلی عجیبه طوری که توی آب شور دریا رشد میکنه  و نکته جالب اینه که روزها که آب پایین میره درختها کامل بیرون هستند و وقتی که مد میشه درختها تا کمر توی آب هستند و منظره بی نظیری دارند..جنگل  حرا 22 هزار کیلومتره و بهترین زیستگاه برای پرنده ها و ماهی هاست ..

جنگل حرا

اونجا یکسری فروشگاه هم بود که صنایع دستی دریایی میفروختند .. تقریبا همه چیز با صدف های دریایی ساخته شده بود ..

صنایع دستی قشم

بعد از دیدن جنگل حرا رفتیم برای جزیره هنگام ..

از یه طرف ساحل با قایق موتوری باید بریم هنگام …

ساحل هنگام

یکی از قشنگترین قسمتهای قشم همینجاست ..

اگه شانس بیارید دلفین ها کنار قایق تون بالا و پایین میپرند و جزیره هنگام هم پر از خرچنگ و چنگولک و ستاره دریاییه..

ستاره دریایی

واقعا از قشنگی سواحل قشم هر چی بگم ..

هر چی بگم .. گفتم دیگه .. سایت خودمه دوست دارم بگم..

مجید حاتمی

حالا دیگه باید بریم یه طرف دیگه جزیره ..  واقعا قشم بزرگه ها ..

یه جای دیگه باحال قشم غار خربس

این غار ها برای دوره ماد ها بودند و چند تا فرضیه هست .. که یکی میگه عبادتگاه بودند .. یکی میگه استودان زرتشتی ها بوده .. یکی میگه پناهگاه اهالی بوده برای مواقعی که دزد های دریایی حمله میکردند..

بهر حال یکسری دالان تو درتو و کلی تونل تو دل کوه خیلی شگفت انگیز و دیدنیه ..

غار خربس

 

راستی یادم رفت بگم تو این منطقه یه جای دیدنی هم هست بنام چاههای طلا  یا تل آو

که تعداد زیادی چاه تو دل سنگ ایجاد شده و برای ذخیره سازی آب بوده و میگن تعداد اینها 366 تا بوده و توی فصل بارندگی اینها را با آب پر میکردند و طول سال روزی یدونه چاه راباز میکردند ..

البته ما بدلیل کم بودن زمان نشد بریم ببینیم و از همین جا فاتحشو فرستادیم ..

جاده های قشم

حالا دیگه یه مسافرت داخلی رفتیم تا بریم سمت جزایر ناز

جزایر ناز….

جزایر ناز هم واقعا اسمش برازنده است ..

چند تا جزیره قشنگ که روزها با ماشین یا پیاده  میتونید برید اونجا و غروب که آب بالا میاد باید با قایق برگردید .. سریال پایتخت و نقی معمولی را یادتونه؟ ماشینشون رفت زیر آب ؟  همین جا بود ..

این دوستانی که تو عکس می بینید تا کمر تو آبند و مثل قوم حضرت موسی دارند از وسط آب برمیگردند ..

جزایر ناز

کلی تفریحات ساحلی هم اینجا تدارک دیدند که متاسفانه چون وقتمون کم بود اصلا نتونستیم تفریحات ساحلی کنیم ..

تفریحات قشم

حالا دیگه باید بریم اصل جا ….

دره ستاره ها ..

بنظر من قشنگترین جای قشم دره ستاره هاست ..

دره ستاره ها

از دره ستاره ها براتون بگم که میگن قدمتش دو میلیون ساله .. کلی ستون و کوه و هودو های عجیب و غریب که در اثر فرسایش کوهها این شکلی شده و مناظر بی نظیری درست کرده ..

حالا یه سری افسانه بین بومی های قشم هست که اینجا در اثر افتادن یه ستاره اینجوری شده و یا اینکه شبها محل رفت و آمد اجنه و اشباحه..

ولی واقعا زیبایی دره ستاره ها تمومی نداره و آدم دلش نمیآد اینجا را ترک کنه ..

دره ستاره ها قشم

 

حالا دیگه باید بریم و یه سری هم به بازار های قشم بزنیم ..

هوا دیگه تاریک شد و رفتیم سیتی سنتر ..

 

سیتی سنتر قشم

همه چی عادی بود و پاساژ های معمول که همه جا میبینیم ..

با این تفاوت که تمام اجناس بلا استثنا چینی بودند و انصافا جنس خوب ندیدیم..

ما که اصلا  قصد خرید نداشتیم ولی برای دوستانی که برای خرید میرن قشم ، شنیدم که یه بندر داره بنام درگهان که اونجا قیمت ها خوبه .. حالا اگه کیفیت اینجوری باشه که هیچی..

مرکز خرید قشم

داخل پاساژ یه سالن بزرگی ، اسمش دیوار چین بود

و اینجا دیگه واقعا چین بود و مثل این دو هزار تومانی فروش های محلمون بود و ..

 

دیوار چین

هیچی دیگه ..سریعا دکمه فرار را زدیم و محل را ترک کردیم ..

حسابی شب شده بود که برگشتیم اسکله و بلیط گرفتیم و با یه شناور قدیمی برگشتیم بندر عباس ..

متاسفانه خیلی از جاهای قشم را نشد ببینیم و عهد بستیم که بزودی یه سفر چند روزه برای قشم تدارک ببینیم..

مجید حاتمی هنگام

این دفعه شما هم تشریف بیارید… خوش میگذره..

 

ارادتمند – مجید حاتمی

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *