وشنوه

وشنوه

قطعا هر جا سخن از اعتماد است ، نام …  نه .. ببخشید اشتباه شد  .. هر جا سخن از استان قم بشه ، پیش فرض ذهنی همه یه جای خشک و گرم و بی آب و علفه .. ولی استان قم یه شگفتی هائی داره که باورتون نمیشه ..وشنوه یکی از اون شگفتی هاست .

وشنوه یه بهشت بی نظیر پنهان تو دل کویره که به سرسبزی شمال و پر آبی خرم آباده …

خب حالا کجاست این بهشت پنهان ؟  از خونه ما حدود سه ساعت فاصله داره ..از خونه شما را نمی دونم .

 

اینجوری بگم که  بعد از ظهر پنجشنبه ، سی ام خرداد  حدود ساعت 4 بعد از ظهر از خونه زدیم بیرون .. گرما بیداد میکرد ولی به ما اصلا اثری نداشت چون کولر ماشین خنکای دلچسبی را به صورتمون میزد ..مخصوصا وقتی  این وانت عروس  را دیدیم که حرکتش برام خیلی جذاب و قابل تقدیر بود.

وانت عروس

از عوارضی رد شدیم و خداروشکر دیگه صف عوارضی نداریم و عوارض را بعدا الکترونیکال پرداخت میکنیم ..خیلی خوبه ها ..

رسیدیم به قم و  اتوبان جمکران را ادامه دادیم تا لنگرود و بعد هم ورجان و سیرو و کهک ..

از قبل برنامه ریخته بودم که توی کهک به دیدن خانه ملا  صدرا بریم و رفتیم و چقدر خوش گذشت ..

توضیحات کهک را جداگانه فایل میکنم .. بخونید لطفا..

خانه ملا صدرا

بعد از کهک هم رفتیم دستگرد و از همین جا کم کم نشانه های سر سبزی و آب پیدا شد و رفتیم و از لابلای کوهها رد شدیم و یه جاده پیچ واپیچ و زیبا ما را رسوند به وشنوه ..

مسیر وشنوه 1

باور کردنی نیست از تمام کوچه ها  جوی آب با فشاری رد میشه که از دل رودخونه و چشمه های منطقه اومده   …  و از زیر دیوار یه باغ بیرون میاد و میره داخل باغ بعدی ..

مسعود حاتمی

روستای وشنوه یه جورائی ییلاق قمی هاست و روزهای پنجشنبه و جمعه خیلی شلوغ و پر رفت و آمد و وسط هفته ها خیلی خلوته ..ما غروب پنجشنبه رسیدیم و تا هوا گرگ و میش شد صدای اذان از امامزاده روستا پخش شد و یه جورائی آرامش پیش رو را اعلام میکرد ..

امامزاده هادی وشنوه

شب روستا یه آرامش خاصی داشت .. هوای دلچسب و سکوت ..

شب وشنوه

 

محل اسکان ما هم ویلای آقا حمید ، دوست مسعود بود و لازمه همین جا تقدیر و تشکر بعمل بیاد .. تقدیر و تشکر ..

 

وشنوه کوچه

شب ، من و مسعود و هیراد توی تراس خوابیدیم  و هیراد برای اولین بار ، لذت عجیب خوابیدن در هوای آزاد را تجربه کرد ..

صبح فردا  با صدای  کلاغ زاغی ها بیدار شدیم و تازه فهمیدیم کجائیم .. صبحانه را هم  به رسم مردای قدیم همراه مادرمون و با قوری کتری توی تراس زدیم بر بدن ، اول با نیمرو شروع کردیم و بعد هم چائی شیرین و بعد هم بچه ها بیدار شدند و بقیه هم به سفره قشنگمون اضافه شدند .. بعد از صبحانه زدیم بیرون تا گشتی بزنیم ..

مجید حاتمی صبحانه وشنوه

بیشترین چیزی که اینجا جلب توجه میکنه درختهای چنار کهنسال و بلند هستند .. و همه جا هستند ..

مجید حاتمی چنار وشنوه

رفتیم تا پای رودخونه و کلی از گلها و پروانه ها عکس گرفتم ..و

چقدر خوش گذشت

 

گلهای وشنوه

اساسا اینجا پروانه خیلی زیاده .. نمیدونم همیشه اینطوریه ؟ یا امسال  که اعلام شده  تعدد پروانه داریم اینجوریه .. ؟ بهر حال زیاد بودن پروانه نباید ضرر خاصی داشته باشه .. ما هم بین اقوام یه پروانه داریم که خدا رو شکر بمب انرژیه و برای تمام فامیل همین یدونه پروانه کافیه ..

پروانه قوامی

رودخونه وشنوه .. بر عکس بیشتر رودخونه هاست .. یعنی اینکه هر چی به سمت بالای رودخونه برید مقدار آب کم میشه .. و دلیلش هم اینه که توی مسیر با چشمه های متعدد رودخونه قوی و قوی تر میشه و آب پائین دست  از بالادست بیشتره .. ..

رودخانه وشنوه

 

رفتیم کنار یکی از چشمه های اصلی روستا و کیف کردیم از آب یخ و گوارای چشمه ..

هیراد حاتمی

 

سمت شمال روستا کلی کوه زیبا و سنگی دارند که چشم انداز های زیبائی داره و حتی میدونم که یه غار خیلی قشنگ داره که با وجود بچه ها نشد بریم  اونجا ..

کوههای وشنوه

 

نهار را خوردیم و بچه ها کلی آب بازی کردند و غروب برگشتیم به سمت تهران ..

 

وشنوه با حال بود .

ارادت . مجید حاتمی

 

 

3 دیدگاه در “وشنوه

  1. باسلام خدمت آقای حاتمی وخانواده محترمشان آقای حاتمی جهت اطلاع شمامیتونستید بعد از روستای وشنوه به شهرستان تفرش زادگاه پروفسور حسابی وروستاهای همجوار دیدن فرمائید همین روستای وشنو قبلا زی نظر استان مرکزی بوده ولی از آنجایی که قمی ها زرنگ هستن روستاهای کوهستانی استان مرکزی را به تصرف خود درآوردند

    1. سلام و احترام جناب مشهدی عزیز .. سپاس از ابراز لطفتان.. در مورد تفرش و زیبائیهاش بسیار خوندم و ان شالله در اولین فرصت ممکن برای دیدن تفرش خدمت میرسیم .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *