صحن پیر پالاندوز

پیر پالاندوز

پیر پالاندوز اصلا اسم قشنگی نیست ..ایشون کفاش بودند نمیدونم چطوری و چرا معروف شدند به پیر پالاندوز کاش همه مثل من این بزرگوار را شیخ محمد عارف بشناسند ..

یا بهتر بگم شیخ محمد کارندهی

شیخ محمد کارندهی (پیر پالاندوز ) از عرفای بنام کشورمونه که هم دوره شیخ بهائی بودند ..

وروردی بقعه

 

ایشان هم کیمیاگری بلد بودند هم خطاط بودند و با موقعیتی که داشتند ، میتونستند به راحتی زندگی کنند ، ولی ترجیح میدادند از طریق کفاشی و پاره دوزی روزگار بگذرونند  .حالا این کلمه پاره دوز به مرور زمان تغیر کرده به پالاندوز..

 

مزار شیخ محمد عارف

 

یه حکایتی میخوام براتون از شیخ تعریف کنم که کشف صحت و سقم اون در حد و اندازه من نیست ولی شنیدنش خالی از لطف نیست ..

یه روزی ، سید محمد باقر (میرداماد) و شیخ بهایی توی بازار به پیرمردی پاره دوز  برخورد میکنند. کفش هاشون را برای مرمت به پیرمرد میدن بعد متوجه میشن که ایشون در حین کار مشغول ذکر گفتنه.
شیخ بهایی به میرداماد اشاره میکنه که بواسطه ی تقوای پیرمرد فقیر چیزی به او عطا کنه ،میرداماد دست میبره و مشته ی فولادی پاره دوز را که مخصوص کوبیدن روی بخیه ها بود با خواندن دعایی به طلا تبدیل میکنه .پیرمرد متوجه میشه و به میرداماد میگه این به کار من نمی آد ، مشته ی خودم را برگردون.
از این دو بزرگوار اصرار که به دردت میخوره و از پیر پاره دوز انکار که به کارم نمی آد تا اینکه نهایتا میرداماد ابراز عجز میکنه که برگردان مشته به فولاد کار من نیست.
پیرمرد بدون برداشتن مشته و تنها با نگاه کردن به آن ۳ مرتبه تغییرش میده: آهن میشود طلا میشود و دوباره آهن!!
بعد رو به میرداماد میگه: دلت را کیمیا کن!
هر دو بزرگوار با دیدن این صحنه ، زانوی پیرمرد را میبوسند و از مریدانش میشن.

میدونید با علم امروز و قوانین فیزیک این ماجرا اصلا قابل توجیه نیست ولی در قدرت خدا هم شکی نیست  …

بقعه پیر پالاندوز

حالا من و پیر پالاندوز هم یه قصه شخصی داریم …

اونم اینطوریه که من تا پارسال (95 )نتونسته بودم مزار پیر پالاندوز را ببینم و بدون اغراق طی  4 تا سفر مشهد چندین نوبت قصد کردم برم دیدنشون ولی هر بار یه عاملی مانع این کار میشد .. یه دفعه راه بسته بود ، یه دفعه حرم در حال تعمیرات بود ، یه دفعه ساعت بازدید مقبره تموم شده بود و دیگه این بار شک نداشتم که ایشون از دستم شاکیه و نمیخواد ببینمش.. حالا چرا ؟ نمیدونم ..

منم کلک زدم و سال 95 که مشهد بودم از شخص آقا رضا خواهش کردم وساطت کنه و ….به راحتی رفتم و مقبره را دیدم …. دم شما گرم سالار…

صحن پیر پالاندوز

یادم رفت از بنا بگم که مال دوره صفویه است و دوست معروفمون سلطان محمد خدابنده ساخته بوده  و جای دقیقش هم ضلع شمال شرقیه حرم امام رضاست ..

و سالهای اخیر هم آستان قدس خیلی تغییرات و بازسازی انجام داده و  صحن و حیاط ساخته .

از خیابون نواب که وارد میشید یه صحن جمع و جور داره و روبروتون گنبد فیروز ه ای /نخودی خود نمائی میکنه ..البته تقریبا تمام بنا بازسازی شده و بنظر من طرح و رنگ گنبد را سعی کردند از گنید شیخ لطف الله کپی کنند که اصلا قشنگ از آب در نیومده ..  والا..  آخه داداش من شما خودتو با محمد بنا اصفهانی مقایسه میکنی ؟

 

داخل بقعه هم فرش شده و روی مزار شیشه گذاشتند ..,و داخل شیشه پول میریزند و دور تا دور بقعه کتیبه آبی رنگه و سقف ها هم یزدی بندی دارند ..

مزار پیر پالاندوز

میخواستم از همین جا از جناب شیخ محمد عارف تشکر کنم که اجازه دادند ببینمشون و بابت اون دلیلی که نمیدونم چیه و چند سال از دستم ناراحت بودند عذر خواهی کنم ..

ارادتمند نادم  – مجید حاتمی

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *