953675_g1pWagMM

چالوس برفی و دریاچه ولشت

بعد از چندین روز آلودگی طاقت فرسای تهران تصمیم گرفتیم برای یه تنفس یک شبه تهران را ترک کنیم و یه مهمونی به ریه هامون بدیم … کنار دریاچه ولشت  ،

پای سفر هم مسعود (برادرم )و خانومش و رها بودند ..مامانم بود و شدیم دو تا ماشین و پنج شنبه 6.30 صبح حرکت کردیم ..کرج و جاده چالوس که حسابی هم خلوت بود .. پیش بینی مون هم همین بود چون روزهای قبلش یه برفی زده بود کسی تو جاده نیومده بود …

همین که سد را رد کردیم هوا شد اروپایی …  آسمون چنان آبی بود که دونه های اکسیژن را میتونستی ببینی ..

و هر چی بالا تر میرفتیم  کوهها لباسهای قهوه ایشون را با لباس سفید عوض میکردند  و بقول مامان عروس شده بودند .

953675_g1pWagMM

من که از دیدن کوه های برفی چنان به وجد اومده بودم که یکسره در حال رانندگی عکس میگرفتم  و ثبت میکردم نقاشی های قشنگی که طبیعت فقط با رنگ سفید کشیده بود . 

چالوس برفی

نزدیکهای تونل کندوان انقدر سطح برفها صاف و دست نخورده بودن که اگه یه ذره جای پارک پیدا میکردم حتما میرفتیم روی برفها یه غل میخوردیم ..!! قل ؟ بله از اتاق فرمان اشاره میکنند که قل درسته ..ولی بنظر من غل خوردن بهتر از قل خوردنه .. 

راستی گفتم تونل کندوان .. خدا اموات شما را هم بیامرزه … تونل کندوان بدست رضا شاه  سال 1317 افتتاح شده و توسط کارگران و اهالی کندوان تبریز (که خونه های کله قندی دارند و مهارت داشتند در کندن دل سنگها )  با ابزار آلات ساده و دستی طی سه سال ساخته شده و بپاس زحماتشون اسم تونل را کندوان گذاشتند ..

حالا  همه ملت تونل به این قشنگی که با دست کنده شده  را نمیبینند و فقط پی اون آشی هستند که ورودی تونل می فروشند ….البته آشه هم میچسبه ها …

نزدیک سیاه بیشه بعد از سد سیاه بیشه یه جا ایستادیم برای صبحانه و جاتون خالی چه صبحونه ای زدیم .. سه برابر معمول.. پنیر و  گردو و کره محلی و سرشیر و عسل و نیمرو و چای داغ تو یه رستوران جمع و جور با دیوارهای چوبی و یه بخاری گرم .. خیلی عالی بود .. قیمت ها هم خیلی موجه بود ..اسم رستورانو یادم نیست ولی دفعه بعد حتما دوباره میریم اونجا .. 

چقدر خندیدیم با مامان سر عکس گرفتن .. 

صبحانه چالوس برفی

دوباره که راه افتادیم حس و حال آلپ بهم دست داده بود   البته من هیچوقت آلپ نبودم ولی حس و حالش احتمالا همینجوریه ..

الپ چالوس

بعد هم هزار چم زیبا و سحر جاده … هزار بارم که از هزار چم رد بشی باز هم انگار دفعه اولته ….

خیلی سریع ارتفاع کم میکنی و نوع آب و هوا به تناسب ارتفاع سریع عوض میشه  و  خیلی که میای پایین تر یهو به خودت میای میبینی لای کوهها گیر افتادی و برای دیدن آسمون باید سرت را انقد بالا ببری که کلاهت بیفته ..

شما کلاه ندارید ؟ ..خوب یه بار با کلاه امتحان کنید ..اگه نیفتاد  دوباره امتحان کنید .. خلاصه از تلاش خسته نشید ..

واقعا قدرت و عظمت خدا را حس میکنی وقتی لای صخره های بلند رانندگی لذت بخشی را با پیچهای چپ و راست تجربه میکنی ..

هزار چم

بعد از هزار چم شیب کم میشه و بیشتر میشه به ماشینت گاز بدی و بالاخره آمپر سرعتت به صد هم میرسه .. و کم کم بافت سنگی  طبیعت جاش را با بافت سر سبز عوض می کنه .. 

بعد از مرزن آباد سر دو راهی که اتوبان افتتاح شده یه جاده فرعی بسمت شمال ما رو به در یاچه ولشت برد … چقدر هم جاده قشنگی بود ..اولهاش انگار تو چیتگر بودیم و کم کم آسفالت حذف شد و یه  جاده بکر خاکی با مناظر دلفریب ما را به در یاچه رسوند . 

مسیر دریاچه ولشت

طبق معمول من بخاطر عکس گرفتنهام عقب می موندم  ..

راه ولشت

و بالاخره رسیدیم به دریاچه آب شیرین ولشت .. قشنگ بود ولی امکانات رفاهی صفر بود .. 

دریاچه ولشت

 

 

پاییز ولشت

 

برگشتنی تو همون قسمت های چیتگر گونه بساط نهار را پهن کردیم و اومممم..قرمه سبزی که مامان پخته بود را زدیم به بدن..

 راستی هلیا یه آخوندک رنگ خاکی پیدا کرد و اعتراف می کنم که کفم بریده بود از قدرت استتاری که داشت .. انقدر دنبالش رفتم تا بره روی سنگ و از شاخه های اطرافش بشه تشخیصش داد ..

آخوندک

 

بالاخره رسیدیم چالوس و بدون توقف ادامه دادیم تا رویان یعنی بسمت شرق ،  .. نوشهر و جنگل سی سنگان را رد کردیم.. (البته خود سی سنگان داستانیه که توی مسافرتهای قبل باید توضیح داده بشه ..) یه سوئیت کنار دریا سراغ داشتم و اونجا رفتیم ولی کیفیت قبل را نداشت و ..بالاخره موندیم تا صبح ..

ساحل رویان خیلی قشنگه ماسه ای و تمیز .. البته این روزها بدلیل سیلی که اخیرا اومده پر شاخه و تنه های درخت بود .. 

کمی با بچه ها ماسه بازی کردیم و صدف و سنگ و.. جمع کردیم .. 

ساحل رویان

 

بعد از صبحونه بطرف نور اومدیم و رفتیم تو جاده چمستان ..  جنگل و دریاچه الیمالات را رد کردیم که اون را هم بعدا براتون شرح میدم .. جاده جنگل کشپل را داخل رفتیم و یه دوری زدیم و برگشتیم..

جنگل کشپل

واقعا جنگلهای این منطقه دیدنی و بکر هستند .. ..

ولی چون زمان زیادی نداشتیم اومدیم آمل و تو خیابونهای آمل با اصرار مامان به درختهای نارنج خیابونها یه ناخونکی زدیم .. 

نارنج

953675_ssfQynES

من از همین جا از اون عزیزی که از درخت نزدیک خونش نارنج چیدیم عذر خواهی میکنم …

شما هم قدمت به روی چشم ت…اول اردیبهشت ماه بیا تهران بریم سمت یافت آباد توت بچینیم ..

 

 

برگشتنی از جاده هراز اومدیم پایین  و نمیشه شمال بیای و زیتون و لواشک و.. نخری .. دهنتون آب افتاد ؟ لواشک کیوی خریدیم ..!/ ترش ملس ..

زیتون پروردگارو بگو …..

953675_eHTem3Gr

 

مثل اینکه حتما باید هوا تاریک بشه تا مجبور شیم مثل بقیه بگازیم و فقط به مقصد فکر کنیم …تاریک

 

 

 

 

 

 

 

20 دیدگاه در “چالوس برفی و دریاچه ولشت

  1. سلام. واقعا محشره. وقتی خاطراتتون رو همراه با مشاهده تصاویر میخونم انگار خودم دارم تو همون جا قدم میزنم. عااااااالیه. فوق العاده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *