کرمان فتح اباد

کرمان خودش یه ایرانه  … کرمان ترکیبی از چند تا شهر دیدنیه  …

میدان نقش جهان اصفهان و حمام وکیل شیراز را توی  مجموعه گنجعلی خان داره .. شبیه باغ فین کاشان را توی باغ ماهان داره ، شبیه باغ دولت آباد یزد را توی فتح آباد داره ، شبیه گنبد سلطانیه زنجان را توی جبلیه داره  و شبیه شیخ صفی را توی مشتاقیه داره و  بی نظیر ترین کویر های ایران را تو دلش جا داده ..

عید سال 98 تصمیم به دیدن کرمان گرفتیم و طبق روال خودمون ، هفته دوم عید بار سفر بستیم و زودتر از خورشید  زدیم به دل جاده ..

جاده کرمان طلوع

مقصد اولمون یزد بود و قبل از یزد اردکان و نائین را حسابی دیدیم و لذتشونو بردیم..

حتما جداگانه اردکان و  نائین  را مینویسم و حتما بخونید و ببینید ..

اردکان مجید حاتمی

و غروب رسیدیم   یزد  و بعد از اسکان زدیم بیرون و طبق معمول قدم زنان از محله فهادان رفتیم و پیاده رسیدیم به مسجد جامع ..

البته این عکس پایین ، مسجد جامع نیست ها .. این زندان اسکندره.. البته زندان هم نبوده  ، مدرسه بوده خیر سرش..

یزد زندان اسکندر

فردا صبحش زدیم بیرون و مقصدمون دره راگه نزدیک رفسنجان بود ولی متاسفانه با خبر شدیم بدلیل سیلهای عید امسال ، مسیر دره را بستند ..

اساسا امسال عید  ، تمام ایران خصوصا سمت شیراز و جنوب ، سیل های عجیبی داشتیم و یکسره بارون میبارید .. و خیلی ها مسافرتهاشون را لغو کردند و همه به ما توصیه میکردند سفر نریم ولی با احتیاط کامل و چکاب مرتب سایت های هواشناسی اومدیم تو جاده و شکر خدا  ، یه قطره بارون هم به ما نخورد ..

خلاصه … راه دره راگه بسته بود و رفتیم شهر رفسنجان و ضمن بازدید از موزه ریاست جمهوری ..

نهار را توی یه سفره خانه سنتی باحال زدیم و بعد از ظهر گازشو گرفتیم سمت کرمان

جاده کرمان مجید حاتمی

جاده کفی و آسمون آبی و حدود ساعت 5 رسیدیم به کرمان .

همون اول ورودی شهر یه پرنسس غول پیکر 747 ماهان ، لبه فرودگاه کرمان ایستاده بود و بهمون خوش آمد گفت…

انگار خبر داشتند من عاشق این غولم..

747 کرمان

مستقیم رفتیم تا هتل جهانگردی و تحویل اتاق و یه دوش و بلافاصله لباس عوض کردیم و  ساعت هشت غروب برای دیدن کرمان زیبا  با انرژی زدیم بیرون ..  .

اولین مقصد ، باغ فتح آباد بود .. حدود 20 کیلومتر رانندگی کردیم و واقعا ارزشش را داشت ..

باغ فتح آباد

باغ فتح آباد یه بنای بسیار زیبا وسط یه باغه  که باغش دیگه باقی نمونده ولی حوض طولانی 50 متری جلوی بنا، با انعکاس تصویر ، زیبائی اون را دوبرابر می کنه ..

یه چیزی شبیه یا قشنگتر از باغ دولت آباد یزد ..

مجید حاتمی باغ فتح آباد

بنای فتح آباد سال 1255 ساخته شده و تا همین چند سال پیش یه ویرانه شده بوده

ولی با همت و سلیقه قابل تقدیر میراث فرهنگی کرمان، باز سازی شده و چه کردند …دمتون گرم .. کار خوب را باید تقدیر کرد … تقدیر ..

کرمان فتح اباد

همونجا برای شام غذای محلی کرمان تهیه کردیم .. چی ؟ بز قرمه..

یه چیزی شبیه و هم مزه گوشت کوبیده آبگوشت خودمون بود که روی اون با کشک و سیر تزئین میشد .. البته ما خواهش کردیم برای ما سیر داغ نریختند و خیلی خوشمزه بود .

یه چیز دیگه ام گرفتیم که مثل حلیم خودمون بود و اسمش آش بلغور بود  ..

بز قرمه مجید حاتمی

 

صبح روز بعد  بمحض فارغ شدن از صبحانه ، زدیم تو دل شهر …

شهر کرمان هم مثل یزد آسمون آبی و دلچسبی داره .. رانندگی ها خوب و قابل قبوله  و انصافا حال و هوای شهر مثل تبریز و اصفهان و … مدرن و بزرگه..

بریم اولین مقصد دیدنی امروز..

کرمان خیابان

 

مجموعه گنجعلی خان

شامل میدان گنجعلی خان ،مسجد و بازار گنجعلی خان .. حمام گنجعلی خان  …. و مساحت کل مجموعه حدود 11000 متره

حالا اول خوبه که بدونیم گنجعلی خان کی بودند ؟ گنجعلی بیک حدود سی سال حاکم کرمان بوده .. چه موقع؟ حدود 400 سال پیش ، موقع سلطنت شاه عباس صفوی

و انصافا هم به کرمان خیلی رسیده ..دست گلشون درد نکنه..گفتم که کار خوب .. تقدیر ..

مجید حاتمی میدان گنجعلی

برگردیم میدان … یه مستطیل بزرگ رادر نظر بگیرید .. ضلع جنوبی اش حمام گنجعلی خانه ..

ضلع شمالی ضرابخانه است که الان موزه شده .. ضلع شرقی مدرسه و کاروانسرا و ضلع  غربی اش آب انباره ..

چهار تا مسجد هم چهار طرف میدان بوده که الان سه تا باقی مونده ..

سه ضلع میدان هم بازاره … دقیقا مثل نقش جهان با ابعاد کوچیکتر ..

بازار گنجعلی خان

راجع به  بازار گنجعلی خان   جداگانه مفصل نوشتم و اگه دوست داشتید بخونید … بعد از بازار رفتیم حمام ..البته بدون حوله و شامپو  ..

حمام گنجعلی خان که در حقیقت دو تا حمامه ..

حمام اصلی که مردونه است  و کلی تزئینات داره و حمام دوم که زنونه است و خیلی ساده تره ..

راجع به  حمام گنجعلی خان هم جداگانه مفصل نوشتم .. بخونید لطفا..

حمام گنجعلی خان مجید حاتم

بعد از حمام رفتیم یه بستنی خوردیم و توی کوچه بغلی رفتیم برای دیدن … دلبر جانان من  که  برده دل و جان من ..

مسجد چهل ستون (مسجد حاج آقا علی) که واقعا عاشق نوع کاشیکاریش شدم ..

مسجد چهل ستون کرمان

یه چیزی حدود 160 سال پیش حاج علی آقا که بچه رفسنجان بوده این مسجد را شبیه مسجد وکیل شیراز ساخته و دمش گرم خیلی قشنگ از آب دراومده ..راجع به حاج آقا علی توی مطالب رفسنجان مفصل نوشتم خیلی آدم باحالی بوده

فقط متاسفانه درب مسجد بسته بود و مثل همیشه به بهونه تعمیرات و بازسازی .. از دیدن داخل این بنا محروم شدیم ..

مسجد حاج اقا علی -مجید حاتمی

حالا دیگه وقت دیدن مسجد جامع مظفری یا همون مسجد جامع کرمانه  ..

نزدیک میدان مشتاق و چه حالی داد این جامع مظفری ..

چون اینجا فضا کم دارم و شاید از حوصله بعضی ها خارج باشه ..مطالبش را جداگانه فایل کردم و مفصل راجع بهش نوشتم ..مسجد جامع مظفری

 

صحن مسجد مظفری

بعد از مسجد اون سمت دیگه میدان مشتاق رفتیم برای دیدن

مشتاقیه که داخلش یه باغ سر سبز و باحال داره ..

اینجا مقبره مشتاق علی شاهه که از بزرگان تصوف بوده و داستانش انقدر جذابه که جدا براتون  توضیح میدم .. برید مشتاقیه را بخونیدلطفا .

گنبد مشتاقیه

 

حالا وقتشه که توی خیابونهای با صفای کرمان دوری بزنیم و نهاری بخوریم ..

میدان مشتاق

بعد از نهار رفتیم سراغ گنبد جبلیه ..

گنبد جبلیه  یه شاهکار سنگیه که از دوره ساسانی ها مونده و یه بنای هشت ضلعیه که هشت تا هم در داشته …هر کدوم از در ها 2 متر بودند ..

البته الان بخاطر استحکام بنا در ها را با سنگ بستند و فقط یه در را نگه داشتند..

و داخل بنا هم شده موزه سنگ و حدود 120 قطعه سنگ حجاری شده و کنده کاری شده اون داخل هست که قابل بازدیده .

مجید حاتمی گنبد جبلیه

جالبه بدونید که ملات  گنبد جبلیه از بیرون  آهک و  از داخل گچ بوده

البته شنیدم  برای ساخت این ملات ، بجای آب  ،  شیر شتر  مصرف کردند  که قوی تر باشه ..

میشه واقعا؟؟

موزه سنگ جبلیه

دوباره بریم داخل شهر و همین اول میرسیم به یکسری کوه که اسمشون کوههای امام زمانه

و یه آبشار مصنوعی قشنگ هم ساختند که نمای زیبایی به کوهها داده ..

آبشار کرمان

یخچال زریسف

کمی جلوتر رسیدیم به یخچال زریسف و خواستیم در یخچال را باز کنیم و دو تا نوشابه خنک ..یا آب معدنی برداریم …

که  اساسا در یخچال بسته بود و ما هم از بیرون نگاه کردیم و کیف کردیم ..

یخدان زریسف

این یخچال یادگار دوره قاجاره و یکی از بهترین ها بوده ..

جلوتر از یخچال رسیدیم به اصل جا …

معبدآناهیتا  یا  قلعه دختر

.. قلعه دختر جالبه که وسط بافت شهر کرمان افتاده   … چیز زیادی ازش نمیدونم  فقط اینکه این قلعه قدیمها معبد آناهیتا بوده و

بعد ها کامل تر شده و دوباره خراب شده و نهایتا الان هنوز هم برای خودش ابهتی داره ..

معبد اناهیتا کرمان

تماما خشت و گل و رنگ خاکیه دلربائی داره ….

انقدر موندیم تا شب شد و با نور پردازی کرمونی های با سلیقه قلعه قشنگ تر هم شد ..

قلعه دختر کرمان

اساسا شهرداری کرمان برای المان های شهری خلاقیت داره و من که خیلی لذت بردم ..

مثلا برای نوروز 98 این تابلو ساخته شده ..

هیراد حاتمی

و این یکی که دل من و هیراد را برد ..

یه فولکس بیتل را کرده بودند آکواریوم و داخلش پر ماهی بود ..جییییگر.

هیراد حاتمی کرمان

دیگه باید بریم یه چیزی بخوریم و برگردیم هتل که برای فردا انرژی جمع کنیم ..

چی خوردیم ؟  باید بگم ؟؟ آقا دیگه خورد و خوراک خصوصیه ..!!

ولی میگم .. رفتیم فست فود وپیتزا زدیم .. راستی یادم رفت بگم ..کرمان بلحاظ فست فود و بستنی و رستوران خیلی غنی و خیلی رنگارنگ و باحاله ..

فردا صبحش زدیم بیرون و از جنوب کرمان خارج شدیم به سمت ماهان ..

حدود 60 کیلومتر از کرمان دور شده بودیم …از کوههای پلوار رد شدیم و رسیدیم به روستای سیرچ که یه بهشت سبز وسط کویره ..

مسیر شهداد

بعد از سیرچ به سمت شمال رفتیم  و  40 کیلومتر دیگه ادامه دادیم تا رسیدیم به شهداد …

اصلا باورتون نمیشه که وسط کویر یه شهر سر سبز و زنده و پویا چقدر میتونه قشنگ باشه ..

شهداد سبز

کمی داخل شهداد چرخیدیم و از اونطرف  شهر زدیم به دل کویر لوت …

و واقعا کویر لوت با تمام بیابانهائی که دیده بودیم فرق داشت.. حدود 40 کیلومتر توی دل کویر رفتیم تا رسیدیم به کلوت های شهداد که واقعا انگار توی یه دنیای دیگه هستی ..

اصلا باور کردنی نیست .. سکوت اینجا عجیب ترین سکوتی بود که تجربه کردیم

مطالب کویر شهداد را جداگانه نوشتم ، حتما بخونید . کلوت های شهداد

 

کلوت شهداد

چند ساعتی تو کویر زیبای لوت بودیم و کلی صفا کردیم و وقتی حسابی سیر شدیم  برگشتیم  شهداد ولی برای نهار به دردسر افتادیم …

شهداد  چند تا سفره خونه و باغ رستوران داره که بخاطر حضور فعال و چشمگیر مگس ها ، متواری شدیم و بالاخره یه رستوران تقریبا خوب پیدا کردیم و نهار را خوردیم و برگشتیم سمت کرمان و این بار رفتیم ماهان …

ماهان هم برای خودش یه شهر مرتب و درست درمونه …

اول رفتیم مقبره شاه نعمت اله ولی

شاه نعمت اله ولی هم شاعر بود و هم عارف و هر چی از ایشان بگم ، کم گفتم …

بنابر این جداگانه راجع به این بزرگوار و مقبره اش مینویسم .. حتما  شاه نعمت اله ولی را بخونید اگه دوست داشتید .

صحن شاه نعمت اله ولی

 

بعد از صیقل دادن روح و صفا کردن با شاه نعمت اله ولی ..گاز ماشین را گرفتیم و رفتیم

باغ شازده ماهان

باغ شازده ماهان یکی از اسطوره های کرمانه  ، دو کیلومتری بیرون شهر ماهان یه باغ بزرگ مستطیل که سر درب بسیار زیبائی داره

تمام طول باغ آب گوارا از وسط باغ پله پله پائین میاد و خلاصه یه بزم باحالیه که جدا فایل کردم اگه دوست داشتید راجع به  باغ شازده ماهان و باغ ایرانی بدونید مطلب را بخونید .باغ شازده ماهان

مجید حاتمی باغ شازده

 

بعد از دیدن باغ شازده واقعا خسته بودیم و برگشتیم کرمان و یه شام خوردیم و وقتی رسیدیم هتل یه دوش گرفتیم و بیهوش شدیم و صحنه های زیبای امروز را تو خواب مرور کردیم .

صبح فردا با انرژی تمام با کرمان خداحافظی کردیم و قول دادیم دوباره بزودی برگردیم ..

توی مسیر برگشت دوباره  رفتیم رفسنجان برای دیدن جاهای  جا افتاده از لیست ..رفسنجان مجید حاتمی رفسنجان

و تا غروب خودمون را رسوندیم یزد و شب را یزد موندیم ..

یه اتفاق باحال رخ داد و توی یزد جلوی مسجد جامع خانواده پسر عمه ام را دیدیم و چه حالی داد ..

مگه میشه آخه توی ایران به این بزرگی همون جا همون لحظه ؟!..میگن کوه به کوه نمیرسه ولی مجید به جعفر میرسه ..

مسجد جامع یزد 98

روز بعد صبح بیدار شدیم قبل  از اینکه از یزد بیرون بریم حدود 15 کیلومتر رفتیم تو دل کویر های اطراف یزد..

صبح ناشتا کویر نرفته بودیم که این  هم تجربه کردیم … واقعا کویر یه لذت و ارامش و ابهت خاص داره که هیچ جای دیگه نداره ..

مجید حاتمی یزد کویر

 

حدود دو ساعت با رمل های کویر یزد صفا کردیم و انرژی گرفتیم .

 

هلیا حاتمی یزد

حالا دیگه باید از یزد هم دل بکنیم  چون دیگه دلم برای مامانم خیلی تنگ شده ..

بهتره سریعتر راه بیافتیم ..ولی قبلش باید رمل های کفشهامون را خالی کنیم ..

مجید حاتمی کویر یزد

بعد از نائین برای بار چندم طوفان شن را تجربه کردیم ..

البته اوضاع از این عکس خیلی بدتر بود و اساسا دوربین مواقع مه و طوفان ،تصویرش بهتر از چشم ماست .

طوفان شن یزد

بعد از اینکه طوفان شن را رد کردیم و دوباره آسمون رنگ آبی خودش را نشون داد ..

با لذت ادامه دادیم تا تهران …

جاده یزد تهران

امروز سیزده بدره و تا بعد از ظهرخودمون را رسوندیم تهران ..

البته ما هیچوقت تا روز آخر تعطیلات مسافرت نمی مونیم و امسال تا هفده بدر تعطیلی داریم و حسابی میتونیم به بقیه عید دیدنی ها برسیم و آماده بشیم برای کار و تحصیل و تدریس .

خدایا شکرت که این سفر هم عالی شد و تقریبا تمام برنامه ، دقیق اجرا شد و سیل و بارون هم  ندیدیم ..

سیزده بدر تهران98

بیائید بریم کرمان .. ما پایه ایم هر وقت بگید بریم ….. کرمان ارزشش را داره ..

ارادتمند – مجید حاتمی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2 دیدگاه در “کرمان

  1. بسبار عالی ….جامع و کامل ….ما که پایه ایم هر موقع بگید اماده بشیم و بریم کرمان ☺☺☺
    تازه خودتون گفتید ،مجید به جعفر میرسه ولی کوه به کوه نمیرسه 😄😄😄

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *