کلوت های شهداد

کلوت های شهداد

میخوام ببرمتون به یه سیاره  دیگه ….  یه جای جدید ، یه حس جدید ، یه موقعیتی که هیچ جای دیگه تجربه اش نکردیم

میریم کویر لوت  ..    وسط کلوت های شهداد   …

دنیای عجیب و غریبی که من اسمش را گذاشتم : با ابهت ساکت .

حالا چطوری بریم  به این دنیای قشنگ ؟ از کرمان حدود 140 کیلومتر باید رانندگی کنیم ..

جاده کرمان بم

از جاده قدیم کرمان -بم خارج شدیم ، یه جاده دو بانده و کفی و باحال ..

بعد از 20 کیلومتر ، از سمت چپ وارد جاده سیرچ شدیم

جاده سیرچ

و جالبه که بلافاصله جاده کوهستانی شد و  هر چی جلوتر میرفتیم هوا خنک تر میشد .. مسیر با صفا که کنار رودخونه بود و پر از درخت و سبزه و گل ..

بعد از 35 کیلومتر رسیدیم به روستای سیرچ که یه نگین سبز وسط کویره ..

البته میدونید که ما فروردین اینجا هستیم و تمام درختها شکوفه دارند و هنوز برگ ندارند .. بنابراین چشم انداز کلی روستا  رنگی بود .

سیرچ سر سبز

بدون اینکه داخل روستا بشیم .. ادامه دادیم به سمت شهداد ..

جالبه که دوباره بلافاصله اقلیم عوض شد و مسیر کویری و تخت شد و هوا هم لحظه به لحظه گرم تر شد .

جاده سیرچ به شهداد

 

بعد از 40 کیلومتر رسیدیم به شهداد

شهداد یه شهر سر سبز و دوست داشتنی وسط کویره

شهداد سبز

و پر از درخت نخل

یه بلوار اصلی داره که  باد کنار جدول هاش را تماما با رمل و خاک پوشونده ..

پارک شهداد

از شهداد کلی خوراکی و آب معدنی خریدیم و زدیم به دل کویر

و با دیدن تابلو حریم بیابان لوت واقعا باورمون شد که وارد کویر شدیم و حالا  از  دل کویر باید بریم تا به کلوت ها برسیم ..

حریم بیابان لوت

همون اوایل مسیر نبکا ها را دیدیم  و بهمون خوش آمد گفتند ..

چقدر شگفت انگیزند اینها ….

نبکا های شهداد

نبکا چیه ؟

توی کویر یکسری درخت هست که بدون آب زنده اند مثل درخت گز یا درخت طاق ..

وقتی طوفان شن راه میافته خاکها دور تنه و ساقه این درختها تپه میشن و درختها کم  کم  خودشون را بالا میکشند و دوباره طوفان شن و دوباره درختها بالاتر میرن و بعد از مدت زیادی نبکا ها درست میشه یعنی گلدان های عظیم ..

مجید حاتمی نبکا

بعد از30 کیلومتر دیگه نبکاها هم وجود نداشتند و کم کم سر و کله کلوت ها پیدا شد ..

تپه های  عجیب و غریبی که بدست باد و بارون شکل گرفتند ..

باد وقتی دونه های ریز شن را باخودش میبره ، مثل یه مجسمه ساز ماهر دیواره های این کوهها را سمباده میزنه و طی چندین و چند سال شکل های بسیار زیبائی درست میکنه که ساختش از دست بشر ساقطه .

مجید حاتمی کویر

وقتی به کلوت ها رسیدیم دیگه از مسیر جاده بیرون اومدیم و بی هدف بین کلوتها خودمون را گم کردیم و از ابهت این غولهای زیبا لذت بردیم و وقتی یه جا ایستادم و موتور ماشین را خاموش کردم ، تازه سکوت سنگین محیط خودشو نشون داد .

کلوت شهداد

سکوت مطلق .. انگار گوشهامون گرفته بود .. انگار توی یه سیاره دیگه بودیم …

 

نمیشه توضیح داد و امیدوارم عکسها گویا باشند ..

ماسه بادی شهداد

اینجا فقط خودتی و خدا … انگار میخواد بهت بفهمونه که ابهت و زیبائی را میبینی؟ کف کردی ؟

خدایا خیلی بزرگی خیلی هنرمندی ..

 

هیراد طبق معمول با اولین وسیله دم دستش شروع به کندن زمین کرد

و من و هلیا از یکی از کلوتها بالا رفتیم تا محیط را بهتر ببینیم …

از اون بالا انگار وسط دریا بودیم ..

هیراد حاتمی کلوت شهداد

بعد هم با پرشیا کلی آفرود بازی دراوردم ..مثلا …

بالاخره که یه روز یدونه اش را میخرم … ولی حالا که نداریم چه ایرادی داره از پرشیا جونم لذت نبریم ؟

اتفاقا پرشیا هم خیلی خوشش اومده بود و ول کن نبود ..

یه جای دیگه که نشد بریم منطقه گندم بریان بود .. که از محل تابلوش حدود 40 کیلومتر باید کویر نوردی میکردیم تا بهش برسیم ..

مجید حاتمی گندم بریان

گندم بریان گرمترین نقطه کره زمینه .. دما تا 70 درجه هم ثبت شده و بدلیل گرمای زیاد هیچ موجود زنده ای اینجا وجود نداره ..و تمام سطح منطقه پر از سنگهای سیاه آتشفشانیه که رنگ سیاه سنگ ها خودش عامل بالا رفتن دماست.. البته اینجا پست ترین نقطه ایران هم هست ..

دلیل نامگذاری گندم بریان هم این بوده که اینجا نزدیک جاده ابریشم بوده و کاروانهائی که بار گندم میبردند بعد از عبور از این منطقه متوجه میشدند که گندمهاشون توی بار برشته شده .

کویر شهداد

خلاصه بعد از دو ساعت زندگی و واقعا زندگی بین کلوت های شهداد برگشتیم و دلمون را جا گذاشتیم  بین کلوت ها و نبکا ها ..

کویر لوت و کلوت ها ی شهداد را اگر ندیدید ، مهم نیست ..

ولی اگر برای دیدنشون برنامه نریختید باختید ..

 

ارادتمند – مجید حاتمی

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *