جاده حیران

گردنه حیران

گردنه حیران اصلا اسمش روشه ..حیران .. واله .. شیدا ..

اینها شعر نیست ها مشخصات یکی از زیباترین جاده های کوهستانی کشورمونه .. این جاده زیبا شهر آستارا را به اردبیل وصل میکنه ..

تماما کوهستانی و جنگلیه .. یک طرف جاده کوههای جنگلی و سر سبز و یک طرف دره که کف اون رودخونه آستاراچایه  و جالبه که این رودخونه مرز ایران و آذربایجانه..

خیلی جاها توی جاده دقیقا از نوار مرز رد میشید و میتونید کنار جاده از لای فنس های مرزی دستتون را بکنید تو خارج….

هلیا حاتمی مرز

گردنه حیران تقریبا تمام طول سال مه گرفته است و شاید این مه گرفتگی باعث رویائی بودنش میشه ..باید ببینید تا حس کنید …

دلیل مه گرفتگی هم اینه که این گردنه ارتفاعش از سطح دریا کمه و مرتفعترین نقطه فقط حدود 1500 متر از سطح دریا بالاست .. بنابراین بخارات و ابرهای دریای خزر کجا برند از اینجا بهتر ؟

مه جاده حیران

اولین بار که گردنه حیران را دیدم  خیلی سال قبل بود .. یادمه همراه محسن داداشم و خانواده ها از اردبیل بر میگشتیم و قرار بود تا غروب خودمون را برسونیم به فرودگاه مهرآباد برای دیدن خواهرم که عازم سفر بود..

بنابراین فقط گاز میدادیم و هیچی از مناظر ندیدیم و ترمز ها داغ کرده بود و .. یه وضعی .. و نهایتا من انصراف دادم و سرعتم را کم کردم و بقیه مسیر را عادی اومدم ..

مه حیران

گردنه حیران واقعا باعث میشه حیرت کنید از این همه زیبائی .. همه جا سبز و خرم و زیبا….

حالا یه کار قشنگ کردند ..یه مجموعه تفریحی توریستی زدند ..هلو..

تله کابین و زیپ لاین و سورتمه و.. خلاصه ابزار جذب توریست ایجاد شده ، بقول هیراد زیپ لنگ…

مجموعه تفریحی حیران را امسال 96 تونستیم بریم و با همراهی علی آقا (دامادمون) و خواهرم.

بعد از ظهر رفتیم سمت حیران و همین که دو راهی فندوقلو را رد کردیم مه تمام جاده را گرفت ..

طوری که شاید سه چهار متر جلوتر فقط دیده میشد ..

مه شدید حیران

یواش یواش رفتیم و بعد از رد کردن تنها تونل مسیر ، رسیدیم به مجموعه تفریحی و چه کیفی کردیم .. البته بدلیل مه بسیار بسیار غلیظ فقط توی یکی از آلاچیق ها نشستیم و چای و آجیل و تخمه و تماشای مناظر و لذت بردن از لحظه های دلچسب ..

دونه های بارون پودری و مه را  روی صورتمون احساس میکردیم و یه خنکی دلچسبی بود که کم کم سردمون شد و با زیر انداز یه دیوار ساختیم و علی آقا را پتو پیچ کردیم .. و سکوت صفا و چای ..

مجید حاتمی حیران

فردا صبحش که عازم تهران بودیم دوباره اومدم سمت حیران و جاده دیگه مه نداشت .. رسیدیم و بلیط تله کابین را گرفتیم و .. (چند بود؟ نفری 20 تومان ) رفتیم بالا … لای ابرها ..

 

تله کابین حیران

 

هر چی بالا تر میرفتیم مناظر زیبا تر میشدند و چه چشم اندازی به جاده داشتند  !!

و من با یه دستم فیلم میگرفتم و با یه دستم عکس ..

گردنه حیران اردبیل

اون بالا هم که دیگه بهشته ..!!

البته فصلی که ما هستیم دیگه کوهها سرسبز نیستند ولی یک لحظه آفتابی میشه  و یک آن ابر ها میان و دوباره مه آلوده  و اصلا یه دنیای عجیب و زیباست که حتما توصیه میکنم برید و ببینید ..

حالا اگه توی بهار برید که دیگه زیباتر هم میشه .. و همه جا پر از گلهای وحشی و چمن و..

فیروزه علی محمدیان

وقتی برگشتیم پائین اومدیم سراغ زیپ لاین ..

چون هنوز سن هلیا مجوز استفاده نداره بنابراین بی خیال شدیم و هلیا تنهایی رفت برای سورتمه ..

که البته سورتمه اش هم خیلی ارتفاع و هیجان داره ..

زیپ لاین حیران

کل فی المجموعه خیلی خوش گذشت ..

ساعت نزدیک دو بعد از ظهر  سوار ماشین شدیم تا برای نهار خودمون را به آستارا برسونیم..

جاده حیران

بزن بریم به قدرت برق و باد .. نه نزن بریم ..حیف نیست ؟..

اینجا رو بهتره یواش بریم و لذتشو ببریم

گردنه حیران منتظرتونه تشریف ببرید یواش هم برید و کیف کنید از قدرت خالقتون

ارادتمند- مجید حاتمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *