تکیه امیر چخماق

تصورش را هم نمیتونید بکنید که یه شهر کویری انقدر دلتون را ببره ، یزد یه دنیا آرامش داره و یه دنیا آسمون ..هر جا سرتان را بالا بگیرید کلی آسمون آبی میبینید…

یزد خیلی هم دور نیست ها …

عید سال 90 تصمیم گرفتیم یزد را ببینیم و روز ششم عید بهمراه نادر و خانومش (برادر خانومم) صبح خیلی زود از تهران زدیم بیرون ..

طلوع جاده

نمی دونم چقدر زود بود که قم و کاشان را تو تاریکی رد کردیم  و خورشید خانوم که بیدار شد ما نزدیکی های دوراهی اصفهان یزد بودیم..

جاده خیلی یکدست و سالم بود و شبیه راه مشهد دو باند مجزا از هم و بی خطر .. ولی حد سرعت نباید از 110 تا رد بشه ..

بعد از رد کردن اردستان ساعت 9 صبح تو نائین نون تازه خریدیم و کنار مسجد جامع نایین صبحونه را خوردیم ..

مسجد جامع نایین

مسجد جامع نایین با الگوی مسجد النبی مدینه ساخته شده .. تیپ معماریش شیوه خراسانیه و توش کتیبه هایی از قرن 5 هجری هم هست ..متاسفانه داخل مسجد نشد بریم آخه هنوز خواب بودند و مسجد بسته بود ولی تو اولین فرصت باید دوباره بریم و داخلش را ببینیم ..

بعد به دیدن نارین قلعه رفتیم   که نزدیک مسجد جامع هست و از همه جا دیده میشه بگذریم که نادر مسخره میکرد و میگفت بابا این خرابه ها چیه؟…

نارین قلعه

نارین قلعه قدیمی ترین قلعه خشتی دنیاست و برای قبل از اسلامه .. دوره پارتیان .. لا مصبها پارتی داشتند راحت ساختند رفتند بالا ..حالا اگر ما بودیم تا حالا شهرداری صد بار گیر داده بود .

دورش اساسی خندق بوده و تا دوره قاجارها مصرف میشده .. آقا نایین خیلی باحاله ..خیلی جای دیدنی داره ..بزودی یه مسافرت اختصاصی نایین باید بزارم ..

دل کندیم از نائین و گازشو گرفتیم سمت یزد .. شهر عقدا را هم رد کردیم و از کمربندی اردکان به سمت چپ خارج شدیم و فرعی که به سمت چک چک میرفت را 50 کیلومتر ادامه دادیم …در خصوص چک چک جداگانه مطلب مینویسم اونجا بخونید که خیلی دیدنیه .فقط همین قدر بگم که مهمترین عبادتگاه زرتشتی هاست و یه چیزی شبیه حج ما اونجا انجام میشه

مسیر چک چک

 

حدود سه ساعت چک چک بودیم و دیگه گوله اومدیم و رسیدیم یزد و مستقیم رفتیم هتل فرهنگیان و پذیرش شدیم و حالا شکمها گرسنه …. یه خوراکی شبیه هایدا شامل کالباس و سس وباگت و … جور کردم خوردیم و یه استراحت قیلوله ..

غروب حرکت کردیم بسمت آتشکده و قبل از اینکه تعطیل بشه تونستیم وارد بشیم . همونطور که میدونید بیشترین جمعیت زرتشتی کشورمون تو یزد هستند .

آتشکده یزد

آتیشی که تو مجمر برنزی این آتشکده هست از 1500 سال پیش روشنه ..باورتون میشه ؟

به من اعتماد کنید ..درسته ، واقعا از 1500 سال پیش تاحالا روشن نگه داشته شده …

آتش یزد

حالا وقتشه بریم مهمترین میدان شهر یزد یعنی میدان امیر چخماق را ببینیم . مجموعه امیر چخماق توسط امیر جلال الدین چخماق تو دوره تیموریان (قرن 9) ساخته شده و شامل تکیه ، میدان ، حمام ، آب انبار و کاروانسرا ست و عجیب حال و هوای دلچسبی داره مخصوصا شبها ..

تکیه امیر چخماق

ضلع غرب میدان ، توی  یه کوچه  ،  بقعه سید رکن الدین قرار داره که عاشق گنبدش شده بودم ..بی تابی می کردم صبح بشه و ببینم تو روز چقدر قشنگه؟

سید رکن الدین

قبل از اینکه برگردیم هتل یه آب انبار هم دیدیم .. آب انبار رستم گیو   ، که دوره قاجار ساخته شده و الان تو بلوار بسیج دقیقا کنار خیابونه … خیلی هم قشنگه ..راجع به کارکرد و ساختمان آب انبار بعدا توضیح میدم الان شبه …

آب انبار رستم گیو

شب خوابیدیم و .. چی ؟ شام نخوردیم؟ خوردیم بابا… حالا همه چیزم که آدم نباید بگه … یه چیز سبک خوردیم  و خوابیدیم …

صبح هم از همون سبک ها صبحونه خوردیم و زدیم بیرون …..

قدم به قدم شهر برای من جذابه ، تک تک خشت ها را دوست دارم .. هیچ اثری از ساختمونهای بلند و بی روح نیست و کیف میکنی از کاه و گل ..

یزد -مجید حاتمی

شهر یزد اولین شهر خشتی دنیاست  و یه جا خوندم که دومین شهر قدیمی دنیاست .. حالا..   بافت تاریخی شهر یزد واقعا میراث با ارزشیه که باید قدرش را بدونیم متاسفانه خیلی جاها در حال ویرانیه که  دل آدم را بدرد میاره ..مخصوصا سر دل ..

بافت تاریخی یزد

حالا دوباره به میدان امیر چخماق رفتیم و از عمارت تکیه بالا رفتم  و نمای میدان و پشت بامهای اطراف از این بالا خیلی دیدنی بود.

تکیه امیر چخماق

بعد هم از پله های بسیار زیاد  آب انبارش پایین رفتیم و داخل مخزن آب انبار شدیم .. و بعد بیرون اومدیم و توی خیابونها پرسه زنان سراغ بازار را گرفتیم.. خیابونها همه آرامش دارند .

الان عیده و کلی مسافر تو شهر هست و دارم تصور میکنم تو ایام غیر تعطیلات شهر چه آرامشی داره … همینجوریش خلوت و آرومه ..

خیابان های یزد توی مسیر ،  یه کارگاه ساخت کله قند دیدیم .. آقای محترمی که اونجا بود برامون توضیح داد که شکر را تبدیل به شیره  میکنند و تو قالبهای کله قندی پر می کنند و بعد که خنک شد از قالب در میاد و میشه کله قند … مناسب مراسمات بعله برون ..

کله قند یزد

اینجا مغازه یه عمو پیرمردی بود که بخدا خودش از قندهاش شیرین تره .. راستی یکی از سوغاتی های یزد قندو نباته ….  همون که میگه تو خودت قند و نباتی .. شکلاتی شکلاتی ..

این عمو فروشنده هم با اون لهجه ماهش قند و نبات بود .(مثل سینی قند و نبات کنارش )

قند و نبات

بالاخره رسیدیم به بازار که ورودیش با طلا فروشها مزین شده بود…. طلای یزد خیلی ویژه و خیلی زرده .. البته این نقل استراق سمعم از خانومهاست ها از خودم نمیگم ..

بازار یزد

خانومها هنوز تو بازار بودند که من دویدم و داخل مسجد حظیره را دیدم .. آقا عجب کاشیکاری آبی و باحالی داره و داخل شبستان ها ارسی های دلربا رنگ بازی میکنند .

مسجد حظیره

حالا وقت میدان وقته ..؟؟اولین و قدیمی ترین ساعت شهری ایران توی یکی از میدان های شهر یزد هست بنام وقت الساعت… یه برج باحال با یه ساعت باحال تر ، که سال 725 قمری توسط یه استاد بنام ابوبکر ساخته شده ..

میدان وقت

 

الان دیگه موقع  صفا کردنه .. وارد محله فهادان شدیم   اینجا جزو قدیمی ترین محله های اعیون نشین یزد بوده که دست نخورده و بکر باقی مونده و میتونید دو ساعت تو کوچه های باریک قدم بزنید ویدونه هم ماشین نبینید .. نه صدایی نه بوقی نه سوتی ..

فهادان

اینجا فقط آرامش و سکوته هر چقدر دلتون میخواد به چپ و راست و پس کوچه ها برید تا حسابی گم بشید .. ما که حال کردیم .. وسطها یه تکیه بزرگ پیدا کردیم و جاتون خالی یه فالوده زدیم به بدن ..

البته فالوده های یزد با تهران فرق داره .. اولا یه کاسه پره .. بعد توش یخ داره .. و از همه مهمتر اینکه خیلی کلفته شبیه ماکارونی .. ولی میچسبه..

از لابلای محله کلی آب انبار دیدیم  و از پله هاشون پایین رفتیم ..

مجید حاتمی 5

 

با بچه های محله فهادان کلی حال کردیم .. مخصوصا دو تا داداشی که بد تر از من عشق عکس بودند و یه ژست خوشگل برام گرفتند تا ازشون عکس بگیرم

محله فهادان

از بین کوچه ها سر از زندان اسکندر در آوردیم … زندان اسکندر یا مدرسه ضیائیه…. حدود 700 سال پیش ضیاءالدین رضی اینجا را ساخته و پسراش تکمیلش کردند و مرکز علم و تدریس بوده ..وقتی هم که اسکندر مقدونی به ایران حمله کرده یکسری از افرادی که اسکندر تبعید کرده بوده اینجا نگه میداشتند ..

زندان اسکندر

گنبد تماما خشت خام و کلی گچبری با نقاشی لاجوردی و طلایی  داره .. بادگیرش هم فوق العاده است .. وقتی از داخل بنا زیر بادگیر رفتم واقعا فکر کردم توش کولر گازی کار گذاشتند … فقط خودتون باید برید و تجربه کنید… من هر چی میگم از قیافه هاتون معلومه باور نمیکنید ..

بادگیر زندان اسکندر

حالا یگه موقع دیدن مسجد جامع کبیر یزده .. ولی خیلی گرسنه شدیم ..

نزدیک مسجد جامع ته یه بازارچه یه سفره خونه بود که جاتون خالی رفتیم و یه دیزی زدیم و کمی آساییدیم ..

بعد به دبدن مسجد جامع رفتیم که جداگونه مطلبش را بخونید .. غروب هم به باغ دولت آباد رفتیم که باز هم براش جدا مطلب نوشتم ..

شب یه شام سبک ..خوردیم ؟؟ باید حتما بگم .. بخدا چیز خاصی نبود .. مرغ بریونی ساده ..خوبه ؟

فردا صبحش دیگه بعد از صبحانه بار و بندیل را ریختیم تو ماشین و اتاق را تحویل دادیم و قصد برگشتن داشتیم .. البته هنوز خیلی جاها مونده که نرفتیم  بنابراین اول رفتیم سمت بازار آهنگرها …مسگرها

خیلی باحال بود

بازار آهنگرها

یزد مجید حاتمی

 

و حالا نزدیک حمام خان بودیم ..

حمام خان یا گرمخانه نور  که ساخت دوره ناصرالدین شاهه ..حمام خان

واقعا زیبا  و با سلیقه کار شده کافیه یه نگاه به سقف بندازید و گچبری را ببینید اگه عاشقش نشدید ..؟؟. اگه عاشقش نشدید؟؟…. تلاش بیشتری کنید .

طاق حمام خان

الان شده سفره خونه …. نمی دونم خوبه که حمام ها رو سفره خونه میکنند یا بده .. ولی همین که به بهونه غذا مردم  برن و اینجاها رو ببینند حتما خوبه .

مجید حاتمی خان

 

دیگه وقت نداشتیم و باید از یزد خارج میشدیم .. حیف ..

خیلی دلم میخواست بیشتر بگردم …

بازم میاییم-  مجید حاتمی

 

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *